انتخابات و کیمیای حقوق شهروندی
انتخابات و
کیمیای حقوق شهروندی
عظیم قرنجیک
انتخابات در راستای تولید و توزیع قدرت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و در سطوح جزئی و یا کلی ابعاد متعددی را به نمایش می گذارد . بیم و امید برمی انگیزد و به تمنیات فردی و گروهی در قالب شعارهای سیاسی جهت می دهد . بخش قابل توجهی از اعضای یک جامعه را چه به شکل بازیگر ، هوادار و یا نظاره گر به هیجان وا می دارد.
وقتی طبل انتخابات به صدا در می آید و تنور انتخاباتی گرم می شود، قطب بندی ها وجناح بندی ها ی واقعی ویا صوری در جامعه ویا بخش هایی از آن صورت می گیرد. این قطب بندی ها گاه تا نزاع های غیر قابل توجیه که بیشتر تداعی کننده نزاع های قبیله ای است ، تنزل می یابند . این گونه نزاع ها توجیهاتی اعم از دفاع از شور وشرافت و همبستگی گروهی وجناحی ویا بیم اینکه درصورت شکست ، چه برسر شکست خورده خواهد آمد مضافاً ، نیم نگاهی هم بر مزایا و غنائم حاصل از پیروزی رانیز دربردارند .
انتخابات یکی از فرصتهای محدودی است که در آن حضور اجتماعی مردم نمود پیدا می کند که گاهاً می تواند ذوق انگیز هم باشد . ولیکن این حضور در صورتی خرسند کننده و امری خجسته خواهد بود که برخاسته از درک ورعایت حقوق شهروندی و مناسبات مقتضی یک جامعه مدنی باشد .
معمولاً در نظام های انتخاباتی کشورهای دموکراتیک ، احزاب وگروهها با ارائه برنامه ، سعی به رقابت با یکدیگر و جذب آرای شهروندان دارند . برنامه ای که در چارچوب آن ، احزاب و گروه ها خود را متعهد به انجام آنها می دانند و اصولاً قضاوت بر سر موفقیت و یا شکست احزاب و گروهها ،نیز ناشی از چگونگی سنجش این برنامه ها در مرحله عمل است . که در کشور ما این عمل به شکل مطلوب تاکنون میسر نگردیده است .
یکی از مشکلاتی که در هنگامه رقابتهای انتخاباتی با آن روبرو می باشیم این است که ، آن دسته از نامزدهای انتخاباتی که امکان حضور در رقابتها را پیدا می کنند ، آن قدر درصدد پاسخگویی و بی اعتبار کردن یکدیگر هستند که فراموش می کنند با مردم ویا بهتر گفته باشیم با شهروندان گفت و گو کنند (نه اینکه با مردم حرف بزنند ). که این امر و عدم گفت وگو با شهروندان وبه نوعی به حساب نیاوردن آنها ، بدور از اخلاق شهروندی و همچنین اخلاق سیاسی بوده و به مرور زمان باعث از دست رفتن حس اعتماد که پایه های اصلی رفتارهای مدنی و لازمه هر سیاستگذاری موفقیت آمیزی است ، خواهد شد .
اگر فرصتی کرده ، موضع گیری احزاب و گروهها را که در ماههای اخیر در مطبوعات چاپ شده ، بررسی نمائیم ، بسهولت در می یابیم که ، بیشتر مباحث ، در خصوص آمدن یا نیامدن گزینه های احتمالی گروهها وجناح های سیاسی و موضع گیری له یا علیه نامزدهای احتمالی است . و اگر تحلیل گفتمانی از مقالات ویادداشت های سیاسی روزنامه های جناحی صورت بگیرد ، نشان خواهد داد که میزان و درصد گفت وگو با شهروندن تا چه حد است و تاچه میزان صفحات وستونهای عمدتاً سیاسی مطبوعات جناحی ، صرف پاسخ گویی یه رقبا است . بررسی تجارب انتخابات گذشته نیز بیانگر این مسئله خواهد بود که آیا جناحها بیشتر رای از توده ها گرفته اند یا از شهروندان ؟
حضور شهروندان در صحنه های انتخاباتی باعث خواهد شد که فضای انتخابات از تحلیل های صرفاً سیاسی به طرف تحلیل و نقد اجتماعی نیز سوق پیدا نموده و ارتباط تنگاتنگی بین تحلیل های سیاسی با نیروهای اجتماعی به شکل عینی برقرار گردد . که متاسفانه در جامعه ما معمولاً علاقه به تحلیل سیاسی نزد گروهها و جناح ها ، فرصت بروز و ظهور تحلیل و نقد اجتماعی را نمی دهد و بسیاری از معضلات اجتماعی و مشکلات اقتصادی اعم از گرانی وتورم و بیکاری در سایه و فضای اشباع شده با تحلیل ها و موضع گیری های سیاسی جناح ها گم می شود .
حضور شهروندان در انتخابات زمانی بار معنایی خواهد داشت که متضمن برخی اخلاقیات و باورها و اقدامات باشد . شاید بهترین و موثرترین آن ، وجود گروه بندی های سیاسی و اجتماعی متعددی که نماینده عقاید ، علائق وسلائق متنوع موجود در جامعه باشند و بتوانند در حوزه های مختلف به نقد یکدیگر برخاسته و در رقابت باهم ( نه نزاع با یکدیگر) به خواست ها و انتظارات هواداران و مخاطبان خود پاسخ دهند و در فضایی مسالمت آمیز به نقد و رقابت با یکدیگر برخیزند .که برآیند این امر، برکشیدن نامزدهایی با برنامه های منسجم و کارآمد ، بر مسند بالاترین مقام اجرایی کشور خواهد بود .
اکنون که در آستانه برگزاری انتخابات ریاست جمهوری می باشیم و سوابق انتخاباتی نیز نشان می دهد که هریک از جناح ها دوره هایی را سکاندار امور اجرایی کشور بوده اند ، شهروندان فرصت را مغتنم شمرده از خود بپرسند که تا چه میزان شعارهای هریک از جناح های حاضر در عرصه انتخابات که دوره هایی را در مسند امور اجرایی بوده اند ، واقعیت داشته وچرا در عمل کمتر توجهی به شعارهای مطرح شده در زمان انتخابات خود داده اند ؟. با مقایسه وسنجش هریک از گروهها وجناح ها براساس تطابق شعارها با عملکرد هایشان ، شهروندان خواهند توانست شعور وحضور آگاهانه خویش را به منصه ظهور برسانند .