قانون مالیات بر ارزش افزوده

قانون ماليات بر ارزش افزوده

فصل اول 

 كليات و تعاريف


 ماده1ـ عرضه كالاها و ارائه خدمات در ايران و همچنين واردات و صادرات آنها مشمول مقررات اين قانون مي‌باشد.

  ماده2ـ منظور از ماليات در اين قانون به استثناء موارد مندرج در فصول هشتم و نهم، ماليات بر ارزش افزوده مي‌باشد.

  ماده3ـ ارزش افزوده در اين قانون، تفاوت بين ارزش كالاها و خدمات عرضه شده با ارزش كالاها و خدمات خريداري يا تحصيل شده در يك دوره معين مي‌باشد.

  ماده4ـ عرضه كالا در اين قانون، انتقال كالا از طريق هر نوع معامله است.
        تبصره ـ كالاهاي موضوع اين قانون كه توسط مؤدي خريداري، تحصيل يا توليد مي‌شود در صورتي كه براي استفاده شغلي به عنوان دارايي در دفاتر ثبت گردد يا براي مصارف شخصي برداشته شود، عرضه كالا به خود محسوب و مشمول ماليات خواهدشد.

  ماده5 ـ ارائه خدمات در اين قانون، به استثناء موارد مندرج در فصل نهم، انجام خدمات براي غير در قبال مابه‌ازاء مي‌باشد.

  ماده6 ـ واردات در اين قانون، ورود كالا يا خدمت از خارج از كشور يا از مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي و مناطق ويژه اقتصادي به قلمرو گمركي كشور مي‌باشد.

  ماده7ـ صادرات در اين قانون، صدور كالا يا خدمت به خارج از كشور يا به مناطق آزاد تجاري ـ صنعتي و مناطق ويژه اقتصادي مي‌باشد.

ماده8 ـ اشخاصي كه به عرضه كالا و ارائه خدمت و واردات و صادرات آنها مبادرت مي‌نمايند، به عنوان مؤدي شناخته شده و مشمول مقررات اين قانون خواهندبود.

 ماده9ـ معاوضه كالاها و خدمات در اين قانون، عرضه كالا يا خدمت از طرف هر يك از متعاملين تلقي و به طور جداگانه مشمول ماليات مي‌باشد.

 ماده10ـ هرسال شمسي به چهار دوره مالياتي سه ماهه، تقسيم مي‌شود. در صورتي كه شروع يا خاتمه فعاليت مؤدي در خلال يك دوره مالياتي باشد، زمان فعاليت مؤدي طي دوره مربوط يك دوره مالياتي تلقي مي‌شود.
        وزير امور اقتصادي و دارايي مجاز است با پيشنهاد سازمان امور مالياتي كشور مدت دوره مالياتي را براي هر گروه از مؤديان دو يا يك ماهه تعيين نمايد.

 ماده11ـ تاريخ تعلق ماليات به شرح زير است:
        الف ـ در مورد عرضه كالا:

  1ـ تاريخ صورتحساب، تاريخ تحويل كالا يا تاريخ تحقق معامله كالا، هركدام كه مقدم باشد، حسب مورد؛

  2ـ در موارد مذكور در تبصره ماده (4) اين قانون، تاريخ ثبت دارايي در دفاتر يا تاريخ شروع استفاده، هركدام كه مقدم باشد يا تاريخ برداشت، حسب مورد؛

 3ـ در مورد معاملات موضوع ماده (9) اين قانون، تاريخ معاوضه.
        ب ـ در مورد ارائه خدمات:

    1‌ـ تاريخ صورتحساب يا تاريخ ارائه خدمت، هركدام كه مقدم باشد حسب مورد؛
        2ـ در مورد معاملات موضوع ماده (9) اين قانون، تاريخ معاوضه.
        ج ـ در مورد صادرات و واردات:

 در مورد صادرات، هنگام صدور (از حيث استرداد) و در مورد واردات تاريخ ترخيص كالا از گمرك و درخصوص خدمت، تاريخ پرداخت مابه ازاء.
        تبصره ـ در صورت استفاده از ماشينهاي صندوق، تاريخ تعلق ماليات، تاريخ ثبت معامله در ماشين مي‌باشد.


  فصل دوم

 معافيتها


        ماده12ـ عرضه كالاها و ارائه خدمات زير و همچنين واردات آنها حسب مورد از پرداخت ماليات معاف مي‌باشد:

 1ـ محصولات كشاورزي فرآوري نشده؛

  2ـ دام و طيور زنده، آبزيان، زنبورعسل و نوغان؛

 3ـ انواع كود، سم، بذر و نهال؛ 4ـ آرد خبازي، نان، گوشت، قند، شكر، برنج، حبوبات و سويا، شير، پنير، روغن نباتي و شيرخشك مخصوص تغذيه كودكان؛

  5 ـ كتاب، مطبوعات، دفاتر تحرير و انواع كاغذ چاپ، تحرير و مطبوعات؛
    6 ـ كـالاهاي اهـدايي به صـورت بلاعـوض به وزارتـخانه‌ها، مؤسـسات دولتـي و نهادهاي عمومي غيردولتي با تأييـد هيـأت وزيران و حـوزه‌هاي علميه با تأيـيد حوزه گيرنده هدايا؛

  7ـ كالاهايي كه همراه مسافر و براي استفاده شخصي تا ميزان معافيت مقرر طبق مقررات صادرات و واردات، وارد كشور مي‌شود. مازاد بر آن طبق مقررات اين قانون مشمول ماليات خواهدبود؛

   8 ـ اموال غير منقول؛

   9ـ انواع دارو، لوازم مصرفي درماني، خدمات درماني (انساني، حيواني و گياهي) و خدمات توانبخشي و حمايتي؛

 10ـ خدمات مشمول ماليات بر درآمد حقوق، موضوع قانون مالياتهاي مستقيم؛
        11ـ خدمات بانكي و اعتباري بانكها، مؤسسات و تعاوني‌هاي اعتباري و صندوق‌هاي قرض‌الحسنه مجاز و صندوق تعاون؛

 12ـ خدمات حمل و نقل عمومي و مسافري درون و برون‌شهري جاده‌اي، ريلي، هوايي و دريايي؛

  13ـ فرش دستباف؛

 14ـ انواع خدمات پژوهشي و آموزشي كه طبق آئين‌نامه‌اي كه با پيشنهاد مشترك وزارتخانه‌هاي علوم تحقيقات و فناوري، امور اقتصادي و دارايي، بهداشت، درمان و آموزش پزشكي، آموزش و پرورش و كار و امور اجتماعي ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به تصويب هيأت وزيران مي‌رسد؛

15ـ خوراك دام و طيور؛

 16ـ رادار و تجهيزات كمك ناوبري هوانوردي ويژه فرودگاهها براساس فهرستي كه به پيشنهاد مشترك وزارت راه و ترابري و وزارت امور اقتصادي و دارايي تهيه و ظرف مدت شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون به تصويب هيأت وزيران مي‌رسد؛
        17ـ اقلام با مصارف صرفاً دفاعي (نظامي و انتظامي) و امنيتي براساس فهرستي كه به پيشنهاد مشترك وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح و وزارت امور اقتصادي و دارايي تهيه و به تصويب هيأت وزيران مي‌رسد. فهرست مذكور از اولين دوره مالياتي پس از تصويب هيأت وزيران قابل اجراء خواهدبود.


        ماده13ـ صادرات كالا و خدمت به خارج از كشور از طريق مبادي خروجي رسمي، مشمول ماليات موضوع اين قانون نمي‌باشد و مالياتهاي پرداخت شده بابت آنها با ارائه برگه خروجي صادره توسط گمرك (درمورد كالا) و اسناد و مدارك مثبته، مسترد مي‌گردد.

   تبصره ـ مالياتهاي پرداختي بابت كالاهاي همراه مسافران تبعه كشورهاي خارجي كه از تاريخ خريد آنها تا تاريخ خروج از كشور بيش از دو ماه نگذشته باشد، از محل وصولي‌هاي جاري درآمد مربوط هنگام خروج از كشور در مقابل ارائه اسناد و مدارك مثبته مشمول استرداد خواهدبود.
ضوابط اجرائي اين ماده توسط سازمان امور مالياتي كشور تهيه و به تصويب وزير امور اقتصادي و دارايي مي‌رسد.

 

 

 

فصل سوم

 مأخذ، نرخ و نحوه محاسبه ماليات

  ماده14ـ مأخذ محاسبه ماليات، بهاي كالا يا خدمت مندرج در صورتحساب خواهدبود. در مواردي كه صورتحساب موجود نباشد و يا از ارائه آن خودداري شود و يا به‌موجب اسناد و مدارك مثبته احراز شود كه ارزش مندرج در آنها واقعي نيست، مأخذ محاسبه ماليات بهاي روز كالا يا خدمت به تاريخ روز تعلق ماليات مي‌باشد.
        تبصره ـ موارد زير جزء مأخذ محاسبه ماليات نمي‌باشد:

الف ـ تخفيفات اعطائي؛

 ب ـ ماليات موضوع اين قانون كه قبلاً توسط عرضه كننده كالا يا خدمت پرداخت شده‌است؛

  ج ـ ساير مالياتهاي غيرمستقيم و عوارضي كه هنگام عرضه كالا يا خدمت به آن تعلق گرفته‌است.

   ماده15ـ مأخذ محاسبه ماليات واردات كالا، عبارت است از ارزش گمركي كالا (قيمت خريد، هزينه حمل و نقل و حق بيمه) به علاوه حقوق ورودي (حقوق گمركي و سود بازرگاني) مندرج در اوراق گمركي.

 تبصره ـ مأخذ محاسبه ماليات واردات خدمات، عبارت است از معادل ارزش ريالي مربوطه به مابه ازاء واردات خدمت مزبور.

ماده16ـ نرخ ماليات بر ارزش افزوده، يك و نيم درصد (5/1%) مي‌باشد.
        تبصره ـ نرخ ماليات بر ارزش افزوده كالاهاي خاص به شرح زير تعيين مي‌گردد:
        1ـ انواع سيگار و محصولات دخاني، دوازده درصد (12%)؛
        2ـ انواع بنزين و سوخت هواپيما، بيست درصد (20%)؛
        ماده17ـ مالياتهايي كه مؤديان در موقع خريد كالا يا خدمت براي فعاليتهاي اقتصادي خود به استناد صورتحسابهاي صادره موضوع اين قانون پرداخت نموده‌اند، حسب مورد از مالياتهاي وصول شده توسط آنها كسر و يا به آنها مسترد مي‌گردد. ماشين‌آلات و تجهيزات خطوط توليد نيز از جمله كالاي مورد استفاده براي فعاليتهاي اقتصادي مؤدي محسوب مي‌گردد.

 تبصره1ـ در صورتي كه مؤديان مشمول حكم اين ماده در هر دوره مالياتي اضافه پرداختي داشته باشند، ماليات اضافه پرداخت شده به حساب ماليات دوره‌هاي بعد مؤديان منظور خواهد شد و در صورت تقاضاي مؤديان، اضافه ماليات پرداخت شده از محل وصولي‌هاي جاري درآمد مربوط، مسترد خواهدشد.
        تبصره2ـ در صورتي كه مؤديان به عرضه كالا يا خدمت معاف از ماليات موضوع اين قانون اشتغال داشته‌باشند و يا طبق مقررات اين قانون مشمول ماليات نباشند، ماليتهاي پرداخت شده بابت خريد كالا يا خدمت تا اين مرحله قابل استرداد نمي‌باشد.
        تبصره3ـ درصورتي كه مؤديان به عرضه توأم كالاها يا خدمات مشمول ماليات و معاف از ماليات اشتغال داشته‌باشند، صرفاً مالياتهاي پرداخت شده مربوط به كالاها يا خدمات مشول ماليات در حساب مالياتي مؤدي منظور خواهدشد.
        تبصره4ـ ماليات برارزش افزوده و عوارض پرداختي مؤديان بابت كالاهاي خاص موضوع تبصره ماده (16) و بندهاي (ب)، (ج) و (د) ماده (38) اين قانون، صرفاً در مراحل واردات، توليد و توزيع مجدد آن كالاها توسط واردكنندگان، توليدكنندگان و توزيع‌كنندگان آن، قابل كسر از مالياتهاي وصول شده و يا قابل استرداد به آنها خواهدبود.

  تبصره5 ـ آن قسمت از مالياتهاي ارزش افزوده پرداختي مؤديان كه طبق مقررات اين قانون قابل كسر از مالياتهاي وصول شده يا قابل استرداد نيست، جز هزينه‌هاي قابل قبول موضوع قانون مالياتهاي مستقيم محسوب مي‌شود.
        تبصره6 ـ مبالغ اضافه دريافتي از مؤديان بابت ماليات موضوع اين قانون، در صورتي كه ظرف سه ماه از تاريخ درخواست مؤدي مسترد نشود، مشمول خسارتي به ميزان دو درصد (2%) در ماه نسبت به مبلغ مورد استرداد و مدت تأخير خواهدبود.
        تبصره7ـ مالياتهايي كه در موقع خريد كالاها و خدمات توسط شهردايها و دهياريها براي انجام وظايف و خدمات قانوني پرداخت مي‌گردد، طبق مقررات اين قانون، قابل تهاتر و يا استرداد خواهدبود.

 فصل چهارم

وظايف و تكاليف مؤديان


        ماده18ـ مؤديان مكلفند به ترتيبي كه سازمان امور مالياتي كشور تعيين و اعلام مي‌نمايد نسبت به ارائه اطلاعات درخواستي سازمان مذكور و تكميل فرمهاي مربوطه اقدام و ثبت نام نمايند.
        ماده19ـ مؤديان مكلفند در قبال عرضه كالا يا خدمات موضوع اين قانون، صورتحسابي با رعايت قانون نظام صنفي و حاوي مشخصات متعاملين و مورد معامله به‌ ترتيبي كه توسط سازمان امور مالياتي كشور تعيين و اعلام مي‌شود، صادر و ماليات متعلق را در ستون مخصوص درج و وصول نمايند. در مواردي كه از ماشين‌هاي فروش استفاده مي‌شود، نوار ماشين جايگزين صورتحساب خواهدشد.
        تبصره ـ كالاهاي مشمول ماليات كه بدون رعايت مقررات و ضوابط اين قانون عرضه گردد، علاوه بر جرائم متعلق و ساير مقررات مربوط موضوع اين قانون، كالاي قاچاق محسوب و مشمول قوانين و مقررات مربوط مي‌شود.
        ماده20ـ مؤديان مكلفند، ماليات موضوع اين قانون را در تاريخ تعلق ماليات، محاسبه و از طرف ديگر معامله وصول نمايند.
        تبصره1ـ گمرك جمهوري اسلامي ايران مكلف است ماليات موضوع اين قانون را قبل از ترخيص از واردكنندگان كالا وصول و در پروانه‌هاي گمركي و يا فرمهاي مربوط حسب مورد درج نمايد و اطلاعات مربوط به اشخاص حقيقي و حقوقي مشمول مقررات اين قانون را حداكثر به صورت ماهانه به سازمان امور مالياتي كشور ارائه نموده و امكان دسترسي همزمان سازمان امور مالياتي كشور به پايگاههاي اطلاعاتي ذي‌ربط را فراهم آورد.
        گمرك جمهوري اسلامي ايران مكلف است ماليات وصولي هر ماه را تا پانزدهم ماه بعد به حساب مخصوصي نزد خزانه‌داري كل كشور كه به اين منظور توسط سازمان امور مالياتي كشور اعلام مي‌گردد، واريز نمايد.
        تبصره2ـ واردكنندگان خدمات مكلفند ماليات متعلق به خدمات خريداري شده از خارج از كشور را محاسبه و پرداخت نمايند.
        ماده21ـ مؤديان مالياتي مكلفند، اظهارنامه هر دوره مالياتي را طبق نمونه و دستورالعملي كه توسط سازمان امور مالياتي كشور تعيين و اعلام مي‌شود، حداكثر ظرف پانزده روز از تاريخ انقضاء هردوره، به ترتيب مقرر تسليم و ماليات متعلق به دوره را پس از كسر مالياتهايي كه طبق مقررات اين قانون پرداخت كرده‌اند و قابل كسر مي‌باشد، در مهلت مقرر مذكور به حسابي كه توسط وزارت امور اقتصادي و دارايي (خزانه‌داري كل كشور) تعيين و توسط سازمان امور مالياتي كشور اعلام مي‌گردد، واريز نمايند.
        تبصره1ـ چنانچه مدت فعاليت شغلي مؤدي كمتر از مدت يك دوره مالياتي باشد، تكليف مقرر در اين ماده نسبت به مدت ياد شده نيز جاري مي‌باشد.
        تبصره2ـ اشخاص حقيقي و حقوقي كه بيش از يك محل شغل يا فعاليت دارند، تسليم اظهارنامه و پرداخت ماليات براي هر محل شغل يا فعاليت به طور جداگانه الزامي است.
        تبصره3ـ در مورد كارگاهها و واحدهاي توليدي، خدماتي و بازرگاني كه نوع فعاليت آنها ايجاد دفتر، فروشگاه يا شعبه در يك يا چند محل ديگر را اقتضاء نمايد، تسليم اظهارنامه واحد مطابق دستورالعملي است كه توسط سازمان امور مالياتي كشور اعلام مي‌گردد.
        تبصره4ـ مؤدياني كه محل ثابت براي شغل خود ندارند، محل سكونت آنان از لحاظ تسليم اظهارنامه و ساير امور مالياتي مناط اعتبار خواهدبود.
        ماده22ـ مؤديان مالياتي در صورت انجام ندادن تكاليف مقرر در اين قانون و يا در صورت تخلف از مقررات اين قانون، علاوه بر پرداخت ماليات متعلق و جريمه تأخير، مشمول جريمه‌اي به شرح زير خواهندبود:
        1ـ عدم ثبت نام مؤديان در مهلت مقرر معادل هفتاد و پنج درصد (75%) ماليات متعلق تا تاريخ ثبت‌نام يا شناسايي حسب مورد؛
        2ـ عدم صدور صورتجلسات معادل يك برابر ماليات متعلق؛
        3ـ عدم درج صحيح قيمت در صورتحساب معادل يك برابر مابه‌التفاوت ماليات متعلق؛
        4ـ عدم درج و تكميل اطلاعات صورتحساب طبق نمونه اعلام شده معادل بيست و پنج درصد (25%) ماليات متعلق؛
        5 ـ عدم تسليم اظهارنامه از تاريخ ثبت‌نام يا شناسايي به بعد حسب مورد، معادل پنجاه درصد (50%) ماليات متعلق؛
        6 ـ عدم ارائه دفاتر يا اسناد و مدارك حسب مورد معادل بيست و پنج درصد (25%) ماليات متعلق.
        ماده23ـ تأخير در پرداخت مالياتهاي موضوع اين قانون در مواعد مقرر، موجب تعلق جريمه‌اي به ميزان دو درصد (2%) در ماه، نسبت به ماليات پرداخت نشده و مدت تأخير خواهدبود.

 


        فصل پنجم

 سازمان ماليات بر ارزش افزوده و وظايف و اختيارات آن


        ماده24ـ سازمان امور مالياتي كشور موظف است ظرف مدت سه ماه از تاريخ تصويب اين قانون، ساختار و تشكيلات موردنياز خود را از طريق وزير امور اقتصادي و دارايي به رئيس جمهور پيشنهاد نمايد. سازمان امور مالياتي كشور مي‌تواند در ايجاد تشكيلات استاني بدون رعايت سطح تقسيمات كشوري و متناسب با توان اقتصادي هر استان (منطقه) اقدام نمايد. اين تشكيلات پيشنهادي پس از تأييد رئيس جمهور قابل اجراء خواهدبود.
        تبصره ـ به سازمان امور مالياتي كشور اجازه داده مي‌شود نيروي انساني متخصص موردنياز براي اجراء اين قانون را در چهارچوب تشكيلات سازماني مصوب از محل نيروهاي موجود و كمبود آن را از طريق برگزاري آزمون استخدامي اختصاصي، انتخاب و استخدام نمايد. سازمان امور مالياتي كشور مي‌تواند تا ده درصد (10%) از مجوز استخدام مذكور را، از بـين دارنـدگان مدرك تحـصيلي دانشگاهي، بدون انتشار آگهي و برگزاري آزمون به‌استخدام در آورد.

  ماده25ـ شناسايي، نحوه رسيدگي و تشخيص، مطالبه و وصول مالياتها به سازمان امور مالياتي كشور محول مي‌شود. عناوين شغلي، شرايط احراز مشاغل از نظر تحصيلات و تجربه، وظايف و نحوه انجام دادن تكاليف و تعيين اختيارات و برخورداري از صلاحيتهاي هريك از كاركنان سازمان مزبور در كشور و همچنين ترتيبات اجرائي احكام مقرر در اين قانون به استثناء موادي كه براي آن دستورالعمل يا آئين‌نامه پيش‌بيني شده‌است، به‌موجب ترتيبات ماده (219) قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 27/11/1380 خواهدبود.

 ماده26ـ در مواردي كه مأموران ذي‌ربط سازمان امور مالياتي كشور جهت رسيدگي به اظهارنامه يا بررسي ميزان معاملات به مؤديان مراجعه و دفاتر و اسناد مدارك آنان را درخواست نمايند، مؤديان و خريداران مكلف به ارائه دفاتر و اسناد و مدارك درخواستي حسب مورد مي‌باشند و در صورت عدم ارائه دفاتر و اسناد و مدارك موردنياز، متخلف مشمول جريمه مقرر در ماده (22) اين قانون محسوب گرديده و ماليات متعلق به موجب دستورالعملي كه سازمان امور مالياتي كشور تعيين مي‌كند، به صورت علي‌الرأس تشخيص داده و مطالبه و وصول خواهدشد.

ماده27ـ مؤديان موضوع اين قانون مي‌توانند تنظيم گزارشهاي حسابرسي ماليات بر ارزش افزوده خود را به سازمان حسابرسي جمهوري اسلامي ايران يا مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي ارجاع نمايند. اشخاص مذكور در صورت قبول درخواست مؤدي، مكلفند گزارش حسابرسي ماليات بر ارزش افزوده را با رعايت شرايط زير و طبق نمونه و دستورالعملي كه سازمان امور مالياتي كشور تعيين مي‌كند، تنظيم نموده و جهت تسليم به اداره امور مالياتي مربوط، در اختيار مؤدي قرار دهند.

 الف ـ اظهارنظر نسبت به كفايت اسناد و مدارك حسابداري براي امر حسابرسي ماليات بر ارزش افزوده طبق مفاد قوانين و مقررات و استانداردهاي حسابداري؛
        ب ـ تعيين مأخذ مشمول ماليات و ماليات متعلق هر دوره مالياتي براساس مفاد اين قانون و مقررات مربوط.

 تبصره 1ـ اداره امور مالياتي گزارش حسابرسي مالياتي را كه با رعايت شرايط اخيرالذكر اين ماده تنظيم شود، بدون رسيدگي قبول و مطابق مقررات مربوط برگه مطالبه صادر مي‌كند. قبول گزارش حسابرسي مالياتي هر دوره مالياتي موكول به آن است كه مؤدي گزارش مزبور را به همراه اظهارنامه مالياتي دوره مزبور و يا حداكثر ظرف مدت يك ماه از تاريخ انقضاء مهلت تسليم اظهارنامه، تسليم اداره امور مالياتي مربوط نموده باشد.
        تبصره2ـ سازمان امور مالياتي كشور مي‌تواند حسابرسي ماليات بر ارزش افزوده اشخاص حقيقي و حقوقي را به سازمان حسابرسي جمهوري اسلامي ايران يا حسابداران رسمي و مؤسسات حسابرسي عضو جامعه حسابداران رسمي واگذار نمايد. در اين صورت، پرداخت حق‌الزحمه، طبق مقررات مربوط به عهده سازمان امور مالياتي كشور مي‌باشد.

 ماده28ـ به منظور ارتقاء فرهنگ مالياتي پرداخت كنندگان ماليات و ارائه خدمات مشاوره‌اي صحيح در امور مالياتي به مؤديان مالياتي بر مبناي قوانين و مقررات مالياتي كشور و همچنين ارائه خدمات نمايندگي مورد نياز آنان براي مراجعه به ادارات و مراجع مالياتي، نهادي به نام « جامعه مشاوران رسمي مالياتي ايران» تأسيس مي‌شود تا با پذيرش اعضاء ذي‌صلاح در اين‌باره فعاليت نمايد.

  كليه مراجع ذي‌ربط دولتي مكلفند پس از ارائه برگه نمايندگي معتبر از سوي مشاوران مالياتي عضو جامعه، در حوزه وظايف قانوني خود و در حدود مقررات مالياتي با آنان همكاري نمايند.

  اساسنامه جام عه ظرف شش ماه از تاريخ تصويب اين قانون توسط سازمان امور مالياتي كشور تهيه و با پيشنهاد وزارت امور اقتصادي و دارايي به تصويب هيأت‌وزيران خواهدرسيد.

 ماده29ـ در مواردي كه اوراق مطالبه ماليات يا برگه استرداد ماليات اضافه پرداختي به مؤدي ابلاغ مي‌شود، در صورتي كه مؤدي معترض باشد، مي‌تواند ظرف بيست روز پس از ابلاغ اوراق ياد شده اعتراض كتبي خود را به اداره امور مالياتي مربوط براي رفع اختلاف تسليم نمايد و در صورت رفع اختلافات با مسئولان ذي‌ربط، پرونده مختومه مي‌گردد. چنانچه مؤدي در مهلت مذكور كتباً اعتراض ننمايد، مبالغ مندرج در اوراق مطالبه ماليات و يا برگه استرداد ماليات اضافه پرداختي به استثناء مواردي كه اوراق موضوع اين ماده ابلاغ قانوني شده باشد، حسب مورد قطعي محسوب مي‌گردد.

 در صورتي كه مؤدي ظرف مهلت مقرر در اين ماده اعتراض خود را كتباً به اداره امور مالياتي مربوط تسليم نمايد، ولي رفع اختلاف نشده باشد و همچنين در مواردي كه اوراق مذكور ابلاغ قانوني شده‌باشد، پرونده امر ظرف بيست روز از تاريخ دريافت اعتراض يا تاريخ انقضاء مهلت اعتراض در موارد ابلاغ قانوني جهت رسيدگي به هيأت حل اختلاف مالياتي موضوع قانون ماليات‌هاي مستقيم احاله مي‌شود.

 ماده30ـ كليه بانكها، مؤسسات و تعاوني‌هاي اعتباري، صندوق‌هاي قرض‌الحسنه و صندوق تعاون مكلفند صرفاً اطلاعات و اسناد لازم مربوط به درآمد مؤديان را كه در امر تشخيص و وصول ماليات مورد استفاده مي‌باشد، حسب درخواست رئيس كل سازمان امور مالياتي كشور به سازمان مزبور اعلام نمايند. اشخاص مزبور در صورت عدم ارائه اطلاعات و اسناد مذكور مسؤول جبران زيان وارده به دولت خواهندبود.

  ماده31ـ شهرداريها مكلفند اطلاعات موجود در پايگـاههاي اطلاعاتي خود مربـوط به املاك، مشاغل و ساير موارد كه در امر شناسايي يا تشخيص عملكرد مالي مؤديان مورد نياز سازمان امور مالياتي كشور مي‌باشد، را حسب درخواست رئيس كل سازمان مذكور در اختيار اين سازمان قرارداده و امكان دسترسي همزمان سازمان امور مالياتي كشور به اين اطلاعات را در پايگاههاي اطلاعاتي ذي‌ربط فراهم آورند.

  ماده32ـ رسيدگي به تخلفات مأموران مالياتي، تابع احكام مربوط به قانون ماليتهاي مستقيم مصوب 27/11/1380 خواهدبود. اجراء اين ماده مانع از اعمال اختيارات رئيس كل سازمان امور مالياتي كشور ناشي از ساير قوانين نخواهدبود.

  ماده33ـ احكام مربوط به فصول هشتم و نهم باب چهارم و فصل سوم باب پنجم و مواد (167)، (191)، (202) و (230) تا (233) قانون مالياتهاي مستقيم مصوب 27/11/1380 در مورد مالياتهاي مستقيم و مالياتهاي اين قانون جاري است. حكم ماده (251) قانون مالياتهاي مستقيم مصوب27/11/1380 در مورد اين قانون جاري نخواهدبود.

 

 

 

ادامه نوشته

ساختار نرخ، عدالت و معافيت در نظام ماليات بر ارزش افزوده

ساختار نرخ، عدالت و معافيت در نظام ماليات بر ارزش افزوده
الله‌محمد آقايي : Email: amaghaee@yahoo.com احمد ناهيد :Email: anahid18@yahoo.com



چكيده

بحث ماليات بر ارزش افزوده در دهه‌هاي اخير مورد استقبال بيش از 120 كشور جهان قرار گرفته است. اين ماليات، از ارزش افزودة بنگاه‌ها در مراحل مختلف توليد و توزيع، دريافت مي‌شود و داراي مزاياي متعددي، از جمله پايين بودن نرخ مالياتي، كاهش انگيزة فرار مالياتي، خنثي بودن در برابر متغيرهاي اقتصادي و منبع مطمئني براي كسب درآمد براي دولت و اصلاح ساختار نظام مالياتي است. قابليت انعطاف‌پذيري ماليات بر ارزش افزوده بسيار زياد است و مي‌تواند در هر نظام اقتصادي به كار گرفته شود. اگر چه برخي انتقادات، از جمله خاصيت تنازلي و تورمي بودن، به اين ماليات وارد است، اما مي‌توان ساختار آن را به نحوي طراحي كرد كه آثار منفي آن به حداقل برسد و به اصلاح نظام مالياتي كمك كند. نكتة مهمي كه لازم است در طراحي مدنظر قرار گيرد، ساختار نرخ معافيت براي تعديل اثر تنازلي اين ماليات است.


 

مقدمه

ماليات بر ارزش افزوده، براي اولين بار در حدود پنجاه سال پيش معرفي شد و تا اواخر
دهة 60 ميلادي تعداد انگشت‌شماري از كشورها آن را اجرا كردند. گسترش ماليات بر ارزش افزوده در آغاز بسيار كند بود. پيشنهادهاي اوليه براي اجراي اين ماليات در
دهة 1920 در فرانسه و در سال 1949 (توسط شاپ ميشن) در ژاپن مطرح شد؛ اما به نظر مي‌رسد كه اولين نظام از اين نوع در فرانسه در 1949 اجرا شده است. در اواخر دهة 1960 ميلادي، گسترش آن شدت گرفت؛ به طوري كه برزيل در آمريكاي جنوبي در سال 1967 و سپس دانمارك در اروپا آن را اجرا كردند؛ اما امروزه يكي از منابع درآمدهاي مالياتي بيش از 120 كشور جهان بر مبناي نظام ماليات بر ارزش افزوده طراحي شده است؛ به گونه‌اي كه حدود چهار ميليارد نفر (تقريباً 70 درصد جمعيت جهان) در كشورهايي زندگي مي‌كنند كه داراي چنين نظامي هستند. ماليات بر ارزش افزوده، بر خلاف نامش، از ارزش افزودة ايجاد شده در مراحل مختلف توليد كالاها و خدمات دريافت نمي‌شود؛ بلكه يك نوع ماليات بر مصرف است. ماهيت آن به گونه‌اي است كه بر همة كالاها و خدمات در مراحل مختلف زنجيرة توليد و توزيع وضع مي‌شود و به بنگاه‌ها امكان مي‌دهد تا مالياتي را كه در هنگام خريد كالاها پرداخته‌اند، با مالياتي كه بر فروش كالاها و خدمات‌شان دريافت مي‌كنند، جبران نمايند.

          در اين مقاله پس از بررسي ساختار و ويژگي‌هاي اين ماليات و طرح يك مورد از انتقادات وارد بر آن، موضوعاتي كه براي خنثي كردن يا به حداقل رساندن اثر تنازلي ماليات بر ارزش افزوده، از جمله ساختار نرخ‌ها و معافيت مالياتي در اين نظام مطرح مي‌شوند، مورد بحث قرار خواهند گرفت. همچنين با اشاره به وضعيت آن‌ها در لايحه ارائه شده به مجلس، در پايان يك جمع‌بندي در مورد نحوة برخورد يك نظام داراي ماليات بر ارزش افزوده كارا با اين مقولات ارائه خواهد شد.

 

ساختار و ويژگي‌هاي ماليات بر ارزش افزوده

خنثي بودن: از آن‌جا كه ماليات بر ارزش افزوده بر عموم كالاها وضع مي‌شود، قيمت‌هاي نسبي را تحت تأثير قرار نمي‌دهد. بنابراين، نسبت به ماليات‌هاي فروش و حتي برخي ماليات‌هاي مستقيم، اختلالات بسيار اندكي در كاركردهاي نظام اقتصادي ايجاد مي‌كند؛ به عبارت دقيق‌تر، ميزان اثرگذاري چنين مالياتي بر قيمت‌ها و تحميل بار مالياتي به طرفين معاملات، با مجموع كشش‌هاي قيمتي، عرضه و تقاضا و نيز كشش‌هاي تك‌تك آن‌ها رابطة معكوس دارد و در نتيجه، كالاهاي ضروري نسبت به كالاهاي معمولي و لوكس از كشش كم‌تري برخوردار مي‌شود. بنابراين براي جبران نقص فوق مي‌توان برحسب طبقه‌بندي كالاها از نظام چند نرخي استفاده كرد؛ مثلاً نرخ مالياتي صفر براي كالاهاي خيلي ضروري، نرخ بسيار پايينِ در حدود 3 درصد براي كالاهاي ضروري، نرخ پايينِ در حدود 5 درصد براي كالاهاي معمولي و نرخ‌هاي بالاتر نيز براي كالاهاي خاص. بدين ترتيب در نظام قيمت‌گذاري، حداقل، اختلال را ايجاد مي‌كند.

كارايي بالا: ماليات بر ارزش افزوده، كارايي بالايي دارد. اين امر بيش‌تر به دليل ساده بودن ساختار اخذ اين ماليات است. نحوة محاسبه و اخذ آن براي پرداخت‌كنندگان، آسان و جمع‌آوري آن نيز براي مأموران وصول ماليات‌ها ساده است و با سرعت بالايي انجام مي‌شود. تعداد نرخ‌هايي كه در اين نوع ماليات استفاده مي‌شود، اندك است و سطح نرخ به دليل وسيع بودن پاية مالياتي، پايين است. هزينه‌هاي وصول اين ماليات نيز ناچيز است؛ زيرا همة پرداخت‌كنندگان، توأماً نقش مأمور مالياتي را براي دستگاه مالياتي ايفا مي‌كنند. چون مؤديان به هنگام خريد كالا بايد مطمئن شوند كه ماليات بر ارزش افزودة مراحل قبلي پرداخت شده است. در غير اين صورت پرداخت كل ماليات در مرحلة بعدي به عهدة خودشان خواهد بود.

درآمدزا بودن: ماليات بر ارزش افزوده در بسياري از كشورها به منزلة يك منبع جديد درآمدي به منظور افزايش درآمد دولت به كار گرفته شده است. دامنة اين ماليات، در برگيرندة انواع وسيعي از كالاها و خدمات است و همچنين در هر مرحله توليد و توزيع كه ارزش افزوده‌اي به همراه داشته باشد، مشمول اين نوع ماليات واقع مي‌شود. در نتيجه، پاية مالياتي گسترده‌اي دارد و به همين دليل، اين‌ نوع ماليات درآمدزاست. خاصيت مزبور، يكي از مزيت‌هاي اصلي اين نوع ماليات و دليل اساسي كشورهاي مختلف براي انتخاب و اجراي آن بوده است.

كنترل متقابل مؤديان و كاهش انگيزة فرار مالياتي: در نظام ماليات بر ارزش افزوده، ماليات خريدهاي هر يك از بنگاه‌ها، به وسيله بنگاه فروشنده به آن‌ها اعلام مي‌شود. زيرا بنگاه‌هاي خريدار مايل به كسب اعتبار مالياتي و بستانكار كردن آن از كل بدهي ماليات خود هستند. در اين نظام، اگر بنگاهي ماليات را كم‌تر از ميزان واقعي اعلام كند، يا ماليات مربوط به خود را نپردازد، اين ماليات در زنجيرة توليد و توزيع به خريدار بعدي منتقل مي‌شود. به همين دليل خريداران تمايلي به خريد كالاهايي كه ماليات آن‌ها پرداخت نشده، ندارند؛ به عبارت ديگر اگر بنگاهي كالاهايي را خريداري كند كه ماليات آن‌ها پرداخت نشده باشد، در اين صورت وي بستانكاري كم‌تري در زمينة بدهي خود خواهد داشت و بدهي مالياتي بيش‌تري به وي تعلق خواهد گرفت. از آن‌جا كه در نظام ماليات بر ارزش افزوده، هر يك از بنگاه‌ها سعي مي‌كنند حساب‌هاي خريد خود را از عوامل توليد و ماليات‌هاي پرداخت شده در مراحل مختلف نگهداري كنند، پس در آن يك نظام خود كنترلي در مقابل فرارهاي مالياتي ايجاد مي‌شود. از طرف ديگر به دليل وسيع بودن پاية مالياتي آن مي‌توان اين ماليات را با نرخي كمتر در كلية فروش‌هاي مرتبط با بخش‌هاي مختلف اقتصاد اعمال كرد. بدين ترتيب، امكان كاهش فرار مالياتي در اين نوع ماليات نسبت به ساير ماليات‌هاي ديگر كاملاً مشهود است.


تشويق صادرات غيرنفتي:
چون ماليات بر ارزش افزوده با هدف اصابت به مصرف‌كنندگان داخلي وضع مي‌شود، بنابراين چه افرادي كه در نقش جهانگرد كالاهاي داخلي را خريداري و از كشور خارج مي‌كنند و چه بنگاه‌هايي كه در امر صادرات كالاها و خدمات فعاليت دارند، مي‌توانند با دادن مدارك مستند، كلية ماليات‌هاي تجمعي بر ارزش افزوده در مراحل مختلف قبلي را يكجا باز پس گيرند. به اين ترتيب، قيمت كالاهاي صادراتي براي فروشنده كم‌تر از قيمت داخلي آن تمام مي‌شود و اين تفاوت قيمت ابزاري مناسب براي تحريك صادرات است.

كاهش نارسايي‌هاي موجود و كمك به اصلاح نظام مالياتي: در شرايط كنوني، نظام مالياتي كشور در مراحل تشخيص، سياستگذاري و اجرا دچار نارسايي‌هايي است. فرار مالياتي، به ويژه در بخش‌هاي سودآور مانند خدمات و تجارت بالاست و اين بخش‌ها بار مالياتي اندكي را متحمل مي‌شوند. اجراي نظام نوين ماليات بر ارزش افزوده، به ويژه با شيوة فاكتور نويسي، مي‌تواند شفافيت لازم را در شكل‌گيري ارزش افزودة كالا و خدمات، براي سازمان مالياتي ايجاد كند و همچنين حجم مبادلات و بنگاه‌هاي اقتصادي را از توليد ناخالص ملي مشخص سازد. بنابراين، امكان وصول درآمد مالياتي را با توجه به حجم واقعي مبادلات فراهم مي‌آورد و با افزايش درآمدهاي مالياتي از طريق اثر بخشي مستقيم در سهم ماليات بر ارزش افزوده و نيز كمك به وصول ماليات بر درآمد واقعي، زمينة كاهش فرار مالياتي را آماده مي‌كند.

تسريع‌كنندة رشد اقتصادي: اعطاي امتيازات مالياتي در مورد كالاهاي سرمايه‌اي موجود در نظام ماليات بر ارزش افزوده، با فرض ثابت بودن ساير شرايط، مي‌تواند بنگاه‌هاي توليدي را به سرمايه‌گذاري بيشتر تشويق كند. از طرف ديگر اِعمال ماليات بر ارزش افزوده - آن هم به گونه‌اي كه معافيت‌ها و نرخ‌گذاري‌هاي صفر حداقل باشد - به دليل آن‌كه جانشين ماليات‌هايي مي‌شود كه نسبت به آن‌ها كاراتر است، موجب مي‌شود كارايي اقتصادي ارتقا يابد، و در صورت تداوم كارايي در بلندمدت، زمينه‌هاي رشد را فراهم مي‌آورد. حال اگر نظام ماليات بر ارزش افزوده بتواند آثار منفي ماليات بر بيمه‌هاي اجتماعي بر عرضة نيروي كار را خنثي كند، در اين صورت از كاهش عرضة نيروي كار جلوگيري به عمل مي‌آيد و از اين طريق عامل نيروي كار دوباره در جريان توليد قرار خواهد گرفت و به اين ترتيب ميزان توليدات و نيز رشد اقتصادي افزايش خواهد يافت. از مهم‌ترين ويژگي‌هاي بارز اين نظام مالياتي، كاهش نوسانات اقتصادي است. با يك نرخ به نسبت پايين و واحد مالياتي، گسترش پاية مالياتي موجب تغيير در فعاليت‌هاي اقتصاد كلان مي‌شود. اگر تغيير افزايش يا كاهش درآمدهاي مالياتي بيش‌تر از نرخ تغيير درآمد باشد، به عبارت ديگر، اگر كشش درآمدي مالياتي بيشتر از يك باشد، در اين صورت مي‌توان گفت كه چنين نظام مالياتي‌اي تثبيت‌كنندة خودكار در اقتصاد ايجاد كرده است. ماليات‌هاي تصاعدي مانند ماليات بر درآمد و سود به دليل اين‌كه كشش درآمد مالياتي بزرگ‌تر از يك دارند، در از بين بردن نوسانات و ايجاد ثبات اقتصادي بسيار مؤثرند. حال اگر نظام مالياتي از چنين ماليات‌هاي تصاعدي، به سمت ماليات بر ارزش افزوده تغيير جهت داده شود، اين عمل نقش تثبيت‌كننده‌هاي خودكار را در اقتصاد افزايش مي‌دهد.

تسهيل ورود به پيمان هاي منطقه‌اي: برخي از پيمان‌هاي منطقه‌اي بنا به دلايلي، مانند شكل‌گيري وحدت نظام مالياتي در مناسبات اقتصادي كشورهاي عضو پيمان، برقراري يكنواخت فشار مالياتي، ايجاد تمايل براي كشورهاي عضو براي افزايش كارايي، استفاده از مزاياي بي‌طرفي و خنثي بودن، تحت تأثير قرار نگرفتن كالاهاي وارداتي و تشويق سرمايه‌گذاري و گسترش صنعت، نظام ماليات بر ارزش افزوده را يكي از پيش شرط‌هاي ورود به چنين پيمان‌هايي (مانند اتحادية اروپا) قرار داده‌اند. به هر حال، امروزه اين نظام سازوكاري است كه ضمن پايداري درآمدهاي دولت به ابزاري براي يكسان‌سازي ساختار مالياتي كشورهاي عضو اتحاديه‌هاي منطقه‌اي تبديل شده است.

 



ساختار نرخ‌ها در نظام ماليات بر ارزش افزوده

در اجراي نظام ماليات بر ارزش افزوده، مانند هر نظام مالياتي ديگري، دو جزء پايه و نرخ ماليات بايد به طور كامل مشخص شود. نرخ‌هاي مالياتي در حقيقت درصدي از ارزش افزودة ايجاد شده در مراحل مختلف توليد و توزيع مشمول ماليات هستند. معمولاً نرخ‌هاي مالياتي را به سه دسته تقسيم‌بندي مي‌كنند: نرخ استاندارد كه همان نرخ عمومي ماليات بر ارزش افزوده است و تقريباً اكثر كالاها را شامل مي‌شود. نرخ صفر به مواردي اطلاق مي‌شود كه ضمن عدم شمول ماليات بر فروش، ماليات‌هاي قبلي نيز به خريدهاي مؤديان مسترد خواهد شد، كه اين معمولاً براي صادركنندگان استفاده مي‌شود. نرخ غيراستاندارد كه بنا به ضرورت ممكن است در حمايت از اقشار كم درآمد، كم‌تر از نرخ استاندارد استفاده مي‌شود و براي كالاهاي لوكس نيز بالاتر از نرخ استاندارد استفاده مي‌شود. از جمله بحث‌هاي مهم طرح‌ريزي ماليات بر ارزش افزوده، تعداد نرخ‌هاي به كار گرفته شده است. بدين مفهوم كه آيا اين نرخ‌ها بايد براي كالاها و خدمات مشمول ماليات يكسان باشند يا از نرخ‌هاي گوناگوني در مراحل مختلف و كالاهاي متفاوت استفاده شود؟ تجربه كشورهاي مختلف نشان مي‌دهد كه در مناطق گوناگون جهان نرخ‌هاي متعددي به كار رفته است؛ به‌گونه‌اي كه مناطق آفريقاي شمالي و خاورميانه بيش‌ترين تعداد نرخ‌ها و كشورهاي حوزة صحراي آفريقا نيز كم‌ترين تعداد را دارند. ولي نكته قابل توجه اين‌كه اكثر كشورهايي كه در دهة گذشته نظام ماليات بر ارزش افزوده را برگزيدند، در زمان معرفي، از نرخ واحد مثبت (حدود 10 درصد) استفاده كرده‌اند (جدول شمارة 1). علاوه بر آن، جدول نشان مي‌دهد كه متوسط سهم درآمد VAT از كل درآمد مالياتي و نيز سهم از توليد ناخالص داخلي در برخي كشورهاي در حال توسعة منتخب به ترتيب 4/26 و 9/4 درصد بوده كه اين نشان‌دهندة عملكرد موفق اين ماليات است. تجربة كشورهاي عضو اتحادية اقتصادي و مالي آفريقاي غربي حاكي است كه دو عضو آن - يعني سنگال و نيجر - به ترتيب در سال‌هاي 1980 و 1986 از اولين كشورهايي بودند كه نظام ماليات بر ارزش افزودة چند نرخي را اجرا كردند (چهار نرخ در سنگال و سه نرخ در نيجر). البته با معافيت‌هاي بسيار، عملكرد آنان چندان رضايت بخش نبوده است. با در نظر گرفتن همة اين نقاط ضعف، بنين كشوري است كه نظام ماليات بر ارزش افزودة تك نرخي را با معافيت‌هاي محدود در
سال 1991 به كار گرفته و عملكرد درآمدي آن در سال‌هاي پس از اجرا بسيار موفقيت‌آميز بوده است؛ طوري كه عايدات ماليات‌هاي غيرمستقيم از ميزان 7/1 درصد به 5 درصد توليد ناخالص داخلي رسيده است.

 

جدول 1- نرخ ماليات و نسبت درآمدهاي ماليات بر ارزش افزوده به كل درآمدهاي مالياتي و توليد ناخالص داخلي در برخي كشورهاي منتخب (درصد)

كشور

سال معرفي

نرخ‌هاي اوليه

نرخ‌هاي سال 1999

نسبت درآمد VAT به كل درآمدهاي مالياتي 2001

نسبت درآمد VAT به توليد ناخالص داخلي 2001

كرة جنوبي

1977

(13)

(10)-5/3-2

2/19

6/4

تركيه

1985

(10)

40-25-(16)-8

3/20

5/6

آرژانتين

1975

(20)-8

27-(21)-10-5

4/51

2/6

شيلي

1975

(20)-8

(18)

45

5/8

ونزوئلا

1993

(10)

(5/16)

25

2/3

مراكش

1986

30-(19)-14-12-7

(20)-14-10-7

7/22

6/5

مكزيك






 

 


مالیات بر ارزش افزوده و معافیت ها

                       مالیات بر ارزش افزوده و معافیت ها

 

                                                                                       تهیه و تنظیم : عظیم قرنجیک

مقدمه

   درقانون مالياتهاي مستقيم،بر اساس ماده 81 درآمد حاصل از كليه فعاليت‌هاي كشاورزي، دامپروري، دامداري، پرورش ماهي و زنبور عسل و پرورش طيور، صيادي و ماهيگيري، نوغان‌داري، احياي مراتع و جنگلها، باغات اشجار از هر قبيل و نخليات از پرداخت ماليات معاف مي‌باشد.

 همچنين كالاهايي چون سم و بذر و محصولات كشاورزي از حمايت‌هاي ويژه دولت برخوردارند و سالانه مبالغ قابل توجهي يارانه به آنها تعلق مي‌گيرد و براي توليد محصولات مذكور تسهيلات بانكي ويژه با بهره كم در نظر گرفته شده است.

 در لایحه مالیات بر ارزش افزوده نیز  جهت حمایت از اقشار کم درآمد جامعه و نیز حمایت از تولیدات داخلی کالاها وخدمات مختلفی به دلایلی چند از پرداخت مالیات معاف می گردند . البته معافيتدراین نظام مالیاتی به معني آن نيست که توليدکنندگان اين قبيل کالاها و خدمات کاملاً خارج ازگردونه این نوع ماليات قرار دارند؛ بلکه توليدکنندگان مزبور، ماليات بر ارزش افزوده مربوط به نهاده‌هاي مورد نياز را در زمان خريد اين نهاده‌ها مي‌پردازند ولي ماليات پرداختي بابت نهاده‌ها به آنها مسترد نمي‌شود (بر خلاف روش نرخ گذاري صفر که ماليات پرداختني بابت نهاده‌هاي توليد، به توليدکننده مسترد مي‌شود).

 

                  معافیت ها در لایحه مالیات بر ارزش افزوده

 

بر طبق ماده 12 لايحه ماليات بر ارزش افزوده عرضه كالاها و خدمات زير و نيز توليد آنها حسب مورد از پرداخت ماليات معاف مي باشد:

محصولات كشاورزي فرآوري نشده؛

دام و طيور زنده، آبزيان، زنبور عسل و نوغان؛

آرد، نان، گوشت، قند، شكر، برنج، حبوبات- و سويا، شير،‌ پنير، روغن نباتي و شيرخشك مخصوص تغذيه كودكان؛

چاپ،‌ كاغذ تحرير و روزنامه

كود و سم و بذر

دارو، خدمات درماني انساني و دامي و نيز خدمات ارائه شده توسط سازمان بهزيستي طبق ضوابط مقرر

خدمات مشمول ماليات بر درآمد حقوق موضوع قانون ماليات‌هاي مستقيم

خدمات بانكها و مؤسسات اعتباري- غيربانكي مجاز

خدمات حمل و نقل عمومي مسافري درون و برون شهري و قطار شهري و بين شهري

مطبوعات و كتاب

خدمات آموزشي و پژوهشي طبق ضوابطي كه تعيين خواهد شد

در ضمن لازم به ذكر است كه صادرات كالاها وخدمات به خارج از كشور يا مناطق آزاد تجاري- صنعتي مشمول اين ماليات نبوده ماليات‌هاي پرداختي بر نهاده‌ آنها با ارائه اسناد و مدارك مثبته مسترد خواهد شد.

لازم به ذكر است كه با توجه به معافيت‌هاي فوق و بر اساس مطالعات كارشناسي صورت‌ گرفته در واقع 48% سبد مصرفي خانوار از ماليات معاف خواهد شد (كه اين مقدار براي كم‌درآمدترين دهك جامعه به بيش از 70% مي‌رسد).

بر اساس یکی دیگر از  محاسبات انجام شده ، ارزش افزودة كالاهاي مذكور حدود 34 درصد از توليد ناخالص داخلي كشور را شامل مي‌گردد. با فرض اينكه سهم ارزش افزودة كالاهاي مذكور در توليد ناخالص داخلي حداقل معادل سهم ارزش افزودة بخشی از اين كالاها كه در محاسبه شاخص قيمت مصرف كننده مورد استفاده قرار مي گيرند، به كل ارزش افزودة كالاهاي مورد محاسبه در شاخص مذكور باشد، مي‌توان چنين استدلال نمود كه حدود 34 درصد از كالاهايي كه افزايش شاخص قيمت آنها شاخص قيمت مصرف كننده را افزايش مي‌دهد، به جهت افزايش قيمت‌ ناشي از معافيت‌ مذكور مساعدتي به افزايش نرخ تورم ندارند. بر اين اساس حداقل معادل 34 درصد از نرخ تورم خام (اولية) پيش‌بيني شده (نرخی معادل نرخ مالياتي ماده 16 لايحه) كاهش مي‌يابد.

 

 

                               دلایل معافیت کالاها وخدمات


معمولاً کالاها و خدمات به سه دليل زير از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف مي‌باشند:
1. اعمال معافيتها براي کاهش خاصيت تنازلي بودن ماليات بر ارزش افزوده

قابل ذکر است که ، ماليات بر ارزش افزوده يك نوع ماليات بر مصرف است و معمولاً با نرخ ثابت بر تمام كالاها و خدمات از نوع لوكس و ضروري وضع مي‌شود. اما سطح مصرف افراد در طبقات مختلف اجتماعي از كالاهاي لوكس و ضروري به يك اندازه نبوده و ميل نهايي به مصرف اين قبيل كالاها در طبقات مختلف درآمدي متفاوت است. در طبقات درآمدي بالا، با افزايش درآمد، مصرف متوجه كالاهاي لوكس مي‌شود ولي در طبقات پايين درآمدي، با افزايش درآمد، مصرف متوجه كالاهاي با درجه ضرورت كمتر مي‌گردد؛ بنابراين منتقدين ماليات بر ارزش افزوده بيان مي‌‌دارند كه از آنجا كه اقشار كم درآمد، سهم بيشتري از درآمد خود را مصرف مي‌كنند، بطور نسبي ماليات بيشتري را متحمل مي‌شوند. لذا نوعي نگراني در ارتباط با رعايت عدالت اجتماعي مطرح مي‌شود.

  دراین رابطه باید گفت که ، با معاف كردن كالاهاي ضروري مورد استفاده عموم مردم (همان طور كه در ماده 12 لايحه مصوب به صراحت صورت گرفته است)، مي‌توان تا حد بسياري از جنبه‌هاي تنازلي ماليات بر ارزش افزوده كاست.. علاوه بر اين، اثرات تنازلي ماليات بر ارزش افزوده را مي‌توان با اعمال ماليات مستقيم تصاعدي بر درآمد و ثروت و استفاده از ابزارهايي مانند افزايش حقوق اقشار كم‌درآمد و افزايش بيمه‌هاي اجتماعي و ساير سياستهاي حمايتي مرتبط با اقشار آسيب‌پذير، جبران نمود.

از طرف دیگر، چون اين ماليات نوعي ماليات بر مصرف است و از مصرف كننده نهايي دريافت مي‌شود و افرادي كه از كالا و خدمات بيشتري استفاده مي‌كنند به همان ميزان ماليات بيشتري خواهند داد. بنابراين هر چه مصرف خانواده‌ها بيشتر باشد، ماليات بيشتري را بايد بپردازند. در راستاي كاهش فشار بر قشر كم درآمد كه طبعاً مصرف كمتري داشته و كالاهاي مورد نياز آن‌ها هم محدودتر است، بخشي از كالاهاي مصرفي كه عمدتاً كالاهاي مصرفي اساسي هستند و در سبد خانوار جاي مي‌گيرند تا 45% از ماليات معاف شده‌اند و در حقيقت كساني كه با درآمدهاي پائين زندگي مي‌كنند از آنجا كه بخش بزرگي از درآمدشان صرف خريد اين نوع كالاها مي‌شود از ماليات معاف مي‌شوند. بنابراين دولت با معاف‌كردن برخي كالاها و اعمال اين ماليات بر ساير كالاها و خدمات در مراحل مختلف توليد و توزيع مي‌تواند الگوي مصرف جامعه را متأثر نمايد. اين نوع برخورد باعث بهبود الگوي مصرف جامعه و كاهش ميل به مصرف‌گرائي،‌ خصوصاً در مورد كالاهاي لوكس و غير ضروري مي‌شود. اين امر به نوبه خود امكان افزايش پس‌انداز جامعه رانیز در پي خواهد داشت.

 


2. برخي کالاها و خدمات که مورد مصرف عامه‌اند و اصطلاحاً به آنها کالاهاي ويژه مي‌گويند، از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف مي‌شوند. به عنوان مثال ، برخي کالاها و خدمات نظير آموزش، بهداشت و ... به دليل اينکه جزء کالاهاي ضروري خانوار محسوب مي‌شوند، در دسته کالاهاي ويژه قرار گرفته و از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف هستند.

 


3. ماليات‌بندي بر بعضي کالاها و خدمات به لحاظ مسايل اجرايي، دشوار است، از اينرو روش معافيت در مورد آنها اعمال مي‌شود. در این مورد خدماتي نظير بيمه، بانکداري، خدمات مالي و ... را می توان نام برد كه هم ماليات‌بندي آنها مشکل است و هم هزينه‌هاي اجرايي بالايي دارد. از اين رو بهتر است که آنها نیز از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف شوند.

واین میتواند با هدف   ساده‌سازي نظام مالياتی که  يكي از پيش شرطهاي اصلاح تشكيلات مالياتي است، سازگار باشد.چرا که ، درصورت ايجاد هر گونه  پيچيدگي‌هاي اجرايي و تشكيلاتي، هزينه اجرايي اين نظام مالياتي افزايش مي‌يابد و سيستم تعبيه شده كنوني از سادگي خارج مي‌شود. در نتيجه سبب دوري از اهداف مورد نظر در زمینه اصلاح تشکیلات مالیاتی خواهد شد.

 

منابع:

1-معافیت در مالیات بر ارزش افزوده – فرهاد طهماسبی

2- مصاحبه دکتر پرویز شهریاری راد  با خبرگزاری فارس اردیبهشت 84

3-پاسخ به ابهامات مالیات بر ارزش افزوده – فرهاد طهماسبی – دنیای اقتصاد 2/3/84

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

آثار مالیات بر ارزش افزوده برتورم و افزایش قیمتها

                        آثار مالیات بر ارزش افزوده برتورم

                                و افزایش قیمتها

                                                                                                                                                                                                                                                                             تهیه کننده: عظیم قرنجیک

مقدمه

یکی از مهمترین مسائل و محورهای بحث در زمینه مالیات بر ارزش افزوده ، مسئله آثار تورمی آن است . در این راستا، اعضای شورای مرکزی خانه های صنعت و معدن کشور معتقدند که اجرای خام لایحه مالیات بر ارزش افزوده ، موجب افزایش تورم معادل نرخ مالیات مصوب ،بعلاوه دو درصد بابت هزینه های جمع آوری و نگهداری محاسبات آن بر روی قیمت کالاها می شود .

 از طرفی جمشید پژویان یکی از کارشناسان مسائل اقتصادی با بیان این مطلب که مالیات بر ارزش افزوده یک سیستم کارآمد مالیاتی است که، نه به خاطر افزایش درآمد مالیاتی ،بلکه به دلیل کارآمد کردن نظام مالیاتی صورت گرفته ، بر این اعتقاد است که ،این نوع مالیات ، در صورتی که  به منظور افزایش درآمد مالیاتی باشد ،تنها افزایش قیمت را در پی خواهد داشت. با توجه به اهمیت موضوع ، در این مقاله به این امر پرداخته می شود.

 

عوامل مؤثر بر تورم در ایران

 

داده های اقتصاد ایران حکایت از آن دارد که، از جمله عوامل اصلی ایجاد و تداوم تورم در کشور ما ، افزایش مخارج دولت و کسری بودجه ناشی از آن، وتامین این کسری از طریق استقراض از سیستم بانکی بویژه بانک مرکزی، وتغییرات در متغیر های پولی _رشد نقدینگی-_  واعتباری بوده است .به عبارت دیگر، منشا اصلی تورم در ایران، افزایش هزینه های دولت ، نامناسب بودن ساختار بودجه، از جمله وابستگی به درآمدهای نفتی و سهم کم درآمد مالیاتی در آن است.

از سوی دیگر ،مطالعات و بررسیهای کارشناسان و متخصصان داخلی و خارجی بیانگر این نکته است که، تورم در کشور ما در اثر اعمال سیاستهای پولی ایجاد می شود ، به عبارت دیگر ،تورم ایران ،تورمی پولی است ، وعوامل دیگر یا تاثیری در ایجاد آن ندارند ویا اینکه اثر آنها موقتی است.

 

 

  آثارتورمی مالیات برارزش افزوده درایران

       محاسباتی که کارشناسان خبره داخلی با کمک کارشناسان متبحر خارجی انجام داده اند ، ونیز مطالعات و تحقیقاتی که مؤسسه توسعه و تحقیقات دانشگاه تهران ،در خصوص آثار تورمی مالیات بر ارزش افزوده انجام داده، نشان دهنده این است که، در نظام مالیات بر ارزش افزوده با نرخ 10درصد (در لایحه 7درصد پیشنهاد شده)، حداکثر تورم ناشی از این مالیات 5/1درصد و آن هم فقط یک بار برای همیشه خواهد بود. به عبارتی ، اعمال مالیات بر ارزش افزوده فقط در سال اول اجرا باعث تورمی 5/1 درصدی خواهد شد و در سالهای بعد اثر تورمی در بر نخواهد داشت .

 

 

تجربیات اعمال مالیات بر ارزش افزوده در سایر کشورها

 

تحقیق جامعی نیز توسط آلن تیت در مورد تعدادی از کشورها (35کشور)که مالیات بر ارزش افزوده را اعمال نموده اند ، صورت گرفته است .بر اساس مطالعات وی ، در 22کشور پس

از اجرای مالیات بر ارزش افزوده تغییری در نرخ تورم مشاهده نشده ویا ناچیز بوده و در 7 مورد افزایش نرخ تورم فقط به صورت یک افزایش یکباره بوده است و یک کشور نیز تورم فزاینده را تجربه کرده است . بنابراین تحقیق ،روی هم رفته اعمال این مالیات در 29 کشور تورم شتابان در برنداشته و در 6 کشور همراه با تورم شتابان بوده است . آلن تیت نتیجه می گیرد که، مالیات بر ارزش افزوده را بدون آثار تورمی قابل ملاحظه ای می توان اجرا کرد . وی همچنین معتقد است که پس از اجرای مالیات بر ارزش افزوده هیچ ارتباط خودکاری بین تغییرات نرخ مالیات بر ارزش افزوده و تورم وجود نخواهد داشت .(بررسی اثرات احتمالی اجرای مالیات بر ارزش افزوده در ایران بر تورم-دفتر طرح مالیات بر ارزش افزوده- ص 194)

تجارب برخی از کشورها نیز بیانگر این واقعیت می باشد که افزایش قیمت ها در ماههای اول اجرا ی مالیات بر ارزش افزوده، به صورت یک افزایش یک نوبتی بمدت 6تا 9 ماه مشاهده می شود و در بلند مدت تاثیر چندانی بر تورم ندارد.،واز طرفی ، تاثیر آن بر تورم و افزایش قیمت ها نسبی است.، که آن هم ، اگر چنانچه سیاستهای پولی (مثل حجم پول ویا سرعت گردش پول)و سیاستهای مالی (مثل سیاست مربوط به مالیاتهای موجود و چگونگی مخارج دولت ویا سیاست های دستمزد ) در کنار سیاستهای مربوط به عرضه کل بطور حساب شده اعمال گردند می توان شرایطی فراهم نمود که نگرانی از افزایش تورم را برطرف نماید. [دنیای اقتصاد- 17/3/84-اسماعیل افضلی).-

 

راهکار های کاهش اثرات تورمی مالیات بر ارزش افزوده

 

در واقع ، سیاست های دولت در اطلاع رسانی به عموم و بویژه بخش کسب و کار اقتصاد ،در ضمن قابل اعتماد بودن سیاستگذاران از سوی مردم ،از عوامل مهمی هستند که ازاثرات انتظاری مالیات بر ارزش افزوده بر روی سطح قیمت ها می کاهد. استفاده از روشهای کنترل قیمت و دستمزد ، تغییر در سایر مالیاتها بخصوص مالیات بر فروش برای همسو نمودن با مالیات بر ارزش افزوده ، انتخاب زمان درست و مناسب در معرفی ، وضع و اجرای این نظام مالیاتی، از جمله اقداماتی است که اثرات تورمی آن را خواهد کاست .

 

                            نتیجه :

     آنچه که از نتیجه تحقیقات و تجربه سایر کشورها دریافت می شود ،این است که اجرای مالیات بر ارزش افزوده (بالاخص اگر جایگزین مالیاتی دیگر باشد) به خودی خود تورم بهمراه نخواهد داشت. اما اگر عاملان اقتصادی همانند مصرف کننده و تولید کننده انتظار افزایش قیمت ها را داشته باشند و سعی نمایند خود را در قبال این افزایش قیمت ها محافظت نمایند در این صورت ممکن است اجرای مالیات بر ارزش افزوده تورم شتابان را دامن بزند.

 اگر تجربیات موجود در جهان مبنایی برای قضاوت در مورد آثارتورمی وضع مالیات برارزش افزوده در ایران قرار دهیم ، نتایج این تجربیات نشان می دهد که، وضع این نوع مالیات یا افزایش نرخ آن، منجر به پدید آمدن تورم یا تشدید آن نمی شود . در واقع اگر چه، کم و بیش انتظار افزایش قیمت ها وجود دارد ، اما افزایش پیوسته، و یا تشدید و شتاب گرفتن تورم بر اثر وضع مالیات بر ارزش افزوده ،  چندان پشتوانه تجربی ندارد.

با این اوصاف ، اثر تورمی مالیات بر ارزش افزوده منتفی نیست ، زیرا بسته به وضعیت اقتصاد جهانی و اقتصاد داخلی،  و نیز سیاستهایی که برای همراهی با این سیستم مالیاتی اتخاذ می شود ، نتایج می تواند بسیار متفاوت باشد. بویژه اگر عواملی چون اقدامات انبساطی دولت و بانک مرکزی و شیوع انتظارات تورمی،  با زمان اجرای مالیات بر ارزش افزوده همراه گردد، ممکن است تورم شدت بگیرد و شدت گرفتن تورم نیز ، به وضع این مالیات نسبت داده شود.

 

 آثار مالیات بر ارزش افزوده  بر سرمایه گذاری و تولید

                آثار مالیات بر ارزش افزوده

                 بر سرمایه گذاری و تولید

                                           

مقدمه                                                                      تهیه کننده:  عظیم قرنجیک

 

  یکی از مهمترین ابزارهای دولتها در تشویق و جهت دهی مناسب به سرمایه گذاریها، مالیات است . بطوری که روش های دولت ها در انتخاب نوع مالیات و نحوه اعمال آن، در تغییر نهایی سرمایه ،ایجاد انگیزه یا عدم انگیزه درسرمایه گذاری و تولید، نقش بسزایی ایفا می کند .

مالیات بر ارزش افزوده به جهت اینکه نوعی مالیات بر مصرف است (نه تولید و یا درآمد )، پس انداز را تشویق ونرخ آن را افزایش داده ،امکانات بیشتری  در جهت گسترش سرمایه گذاریهای بلند مدت مهیا می سازد.

از نظر تئوریک ، وضع هر گونه مالیاتی، اثر منفی بر تولید و سرمایه گذاری دارد .اما این اثر ، ازمالیاتی به مالیات دیگر، متفاوت است . از آنجا که اجرای مالیات بر ارزش افزوده همواره با لغو مالیاتهای نا کارآمد  همراه بوده ، لذا جایگزینی آن با مالیاتهای نا کارامد، شرایط بهتری برای تولید فراهم خواهد آورد.همچنین بدلیل معافیت صادرات کالاها از این نوع مالیات ، قیمت های نسبی کالاهای صادراتی ارزانتر شده و به ابزاری برای تشویق تولیدات داخلی و گسترش صادرات و بهبود تراز پرداختها تبدیل می شود. از طرفی  اکثرصاحب نظران نیزمعتقدند که در مقایسه با سایرمالیاتها از جمله مالیات بر درآمد، اثرات منفی مالیات بر ارزش افزوده بر سرمایه گذاری ها و توسعه برخی ازصنایع و تصمیمات مرتبط با گسترش آنها بمراتب کمتر است .

 

مالیات بر ارزش افزوده و کارایی تولیدات

 

یکی از متغیر هایی که بر افزایش سرمایه گذاری و تولید تاثیر می گذارد ، نرخ مالیاتی است . کاهش این نرخ، می تواند موجب رونق سرمایه گذاری و افزایش انگیزه تولید شود . کاهش نرخ های مالیاتهای مستقیم از 65درصد به 25درصد، و انتقال بار مالیاتی در نظام مالیات بر ارزش افزوده از تولید کننده به مصرف کننده ،در این راستا ارزیابی می شود . در واقع یکی از اهداف اساسی تدوین مالیات بر ارزش افزوده ،این بوده که مالیات از تولید کننده به مصرف کننده انتقال پیدا بکند.به همین لحاظ می توان ادعا کرد که ،یکی از اثرات اقتصادی مالیات بر ارزش افزوده ، اثر آن بر روی کارایی تولیدات است. به عبارتی اگر چنانچه نرخ های مالیات بر ارزش افزوده به ترتیبی تنظیم شود که ویژگی خنثی بودن آن را بطور  برجسته تامین نماید ، از آنجا که این نوع مالیات هیچ تبعیضی به زیان هیچیک از عوامل تولید ایجاد نمی کند ، می تواند کارایی اقتصادی را حفظ کند.به بیان دیگر،خاصیت خنثی بودن (بی طرف بودن)مالیات بر ارزش افزوده ،موجب می شود که هیچ تغییری در عرضه و تقاضای کل ایجاد نشده و هیچ اختلالی در فرآیند تولید ، تخصیص سرمایه و سایر منابع اقتصادی بوجود نیاید.این خاصیت اصولا بر تصمیمات سرمایه گذاری و تولید اثر منفی نداشته ، مضافا اینکه در نظام مالیات بر ارزش، علاوه برآن، معافیت کالاهای سرمایه ای و واسطه  صادراتی نیز،مشوق سرمایه گذاری و تولید خواهد بود.

 

مالیات بر ارزش افزوده وامنیت اقتصادی سرمایه گذاران

 

یکی دیگر از عوامل تاثیر گذار در امر سرمایه گذاری ،امنیت اقتصادی است. مالیات بر ارزش افزوده یکی از بهترین راهکارها برای رسیدن به چنین منظوری است.چرا که، در این نظام مالیاتی ، با انتقال بار مالیاتی از تولید به مصرف ، اثر روانی نامطلوب و ضد انگیزه ای مالیات برای سرمایه گذاری و تولید، کاهش یافته و از فشار آن بر صاحبان درآمد و کارآفرینان که طبعا باعث نارضایتی شده و با انگیزه سرمایه گذاری ناسازگار است کاسته  مي شود.

 

معافیت های مالیات بر ارزش افزوده وحمایت از سرمایه گذاری و تولید

 

با توجه به معافیت کالاهای صادراتی و با امعان نظر به معافیت های مقرر در ماده 12 لایحه مالیات بر ارزش افزوده ، مشخصا توجه دولت معطوف به تشویق سرمایه گذاری در بخش کشاورزی و صنعت و نهایتا صدور کالاها و خدمات با کیفیت بهتر به خارج از کشور است. معاف ساختن کالاهای سرمایه ای از مالیات بر ارزش افزوده ، باعث می شود که پس انداز و سرمایه گذاری مورد تشویق و حمایت قرار گیرد.

 

        از طرف دیگر،سیاست های دولت درخصوص معافیت ها و تخفیفات مالیاتی،می تواند کارایی نهایی سرمایه و در نتیجه سودآوری سرمایه گذاری را افزایش دهد و ازاین طریق، به تقویت انگیزه های سرمایه گذاری کمک کند. همچنین اگر سیاست مالی به گونه ای باشد که، موجب گسترش تقاضای موثر در برخی کالاها شود، انگیزه ها را در جهت افزایش نرخ تشکیل سرمایه، سوق خواهد داد .

علاوه بر اینها، در بررسی اثر مالیات بر تشویق یا عدم تشویق سرمایه گذاری، بایدعواملی از قبیل هدف سرمایه گذاری ، واکنش پس انداز کنندگان  و سرمایه گذاران داخلی وخارجی در قبال جریان سرمایه در سطح بین المللی، و انگیزه های موجود درنظام مالیاتی نیز مد نظرقرار گیرد. طرفداران مالیات بر ارزش افزوده با توجه به تجربه کشورهایی که نظام مالیات بر ارزش افزوده را با موفقیت اجرا کرده اند ، معتقدند که، این نوع مالیات، با معاف کردن کالاهای سرمایه ای از مالیات و در نظر گرفتن امتیاز مالیاتی برای کالاهای خریداری شده و مورداستفاده در جریان تولید ، باعث افزایش سطح پس انداز و سرمایه گذاری شده و  سرمایه گذاران را تشویق می کند.

 

                   در نظام مالیات بر ارزش افزوده چه کسی مالیات پرداخت می کند

 

با توجه به مفاد لایحه مالیات بر ارزش افزوده ، در این نظام مالیاتی فقط و صرفا زمانی مالیات به سازمان مالیاتی پرداخت می شود که، ارزش افزوده ای (سود)حاصل شده باشد. بنابر این ،شرکتها یا بنگاههایی که ارزش افزوده آنها (صفر)باشد ویا به عبارت دیگر، مجموع خریدهای آنها با مجموع فروشهای آنها مساوی باشد در واقع مالیاتی پرداخت نمی کنند . ودر عوض، آندسته از شرکتها و یا بنگاههای ضرر دهنده (بنگاههایی که مجموع فروشهای آنها کمتر از مجموع خرید های آنها باشد)، ضمن آن که مالیاتی پرداخت نمی کنند، مابه التفاوت مالیات پرداختی و دریافتی خود را از سازمان امور مالیاتی می توانند پس بگیرند.لذا هیچیک از تولید کنندگان ویا توزیع کنندگان در این زنجیره، مالیات پرداختی به سازمان مالیاتی را ،از منابع خود پرداخت نمی کنند، بلکه بعد از دریافت از خریدار و بعد از کسر و وصول مالیاتهای پرداختی خود بابت خریدهایش، درصورتی که مابه التفاوتی مانده باشد به سازمان مالیاتی پرداخت می کند.

در واقع در این نظام مالیاتی ، فعال اقتصادی نبایستی خودش مالیاتی پرداخت نماید ، آنان صرفا به میزان ارزش افزوده ای که توسط کارگاهش ایجاد می گردد ، مالیات به حساب دولت واریز می نماید و عمل انتقال مالیات از هر عنصر زنجیره تولید/توزیع به عنصر بعد تا زمانی که مالیات به مصرف کننده نهایی اصابت کند ،ادامه یافته و نهایتا مصرف کننده نهایی که حلقه آخر زنجیره تولید و مصرف است.، کل مالیات را که در مراحل مختلف زنجیره، توسط عناصر زنجیره تولید/ توزیع انباشته شده ،پرداخت می نماید.

بنابراین صنعت گران و تولید کنندگان نباید دغدغه اصابت مالیاتی داشته باشند.آنان صرفا وظیفه دارند  کالایشان را به مصرف کنندگان فروخته و مالیات بر ارزش افزوده را به حساب دولت واریز نمایند. در این صورت تولید کنندگان مبلغی از حساب خودشان به سازمان امور مالیاتی واریز نمی کنند.

 

دغدغه های صنعت گران و فعالان اقتصادی

 

غالب صنعت گران ودست اندرکاران عرصه فعالیتهای اقتصادی که موضوع مالیات بر ارزش افزوده را به صورت کارشناسانه بررسی و مورد تجزیه تحلیل علمی قرارداده اند وهمچنین اساتید دانشگاهها و علمای اقتصادی کشور، به کارآمد بودن این قانون اذعان دارند. دغدغه اصلی تولید کنند گان و صنعت گران نه بابت خود قانون ، بلکه عمدتا نحوه اجرای قانون است که موجبات نگرانی آنان را فراهم می آورد. با توجه به تجربه تلخ آنان در مورد قانون تجمیع عوارض ،که بسیاری از تولید کنندگان از پیامدهای زیانبار آن بر اقتصاد تولیدی کشور گله مندند، بیم از آن دارند که، مالیات بر ارزش افزوده نیز به علت ضعف و ناتوانی نیروهای انسانی سازمان امور مالیاتی وضعف سخت افزاری و عدم بهره مندی از فناوری های لازم به سرنوشت آن دچار شود.لذا دادن آموزشهای لازم و تربیت نیروی انسانی کارآمد در سازمان امور مالیاتی وفراهم کردن زیر ساخت های فناوری اطلاعات و بهره مندی از فناوریها ی روز اهمیت خاص وبسزایی در زدودن دغدغه های خاطر تولید کنندگان و صنعتگران دارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نگاهی بر مالیات بر ارزش افزوده

 

نگاهی بر مالیات بر ارزش افزوده

                                                                                                                                                                                                          تنظیم: عظیم قرنجیک  

 مقدمه 

یکی از محورهای اساسی اصلاح ساختار مالیاتی کشور ، تحول در شیوه اخذ  مالیات است. این امر درسند چشم انداز و برنامه های سوم وچهارم توسعه اقتصادی ،اجتماعی وفرهنگی کشور نیز مورد توجه و تاکید قرارگرفته است.

در راستای تحقق اهداف مذکور ، و بمنظور تحول در نظام مالیاتی یکی از اقدامات اساسی که سازمان امو ما لیاتی کشور انجام داده ، تهیه وتدوین لایحه ای مبتنی بر استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده است ، که کلیات آن توسط نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی تصویب گردیده و هم اکنون نیز بحث در جزئیات آن در کمیسیونهای مربوطه مطرح می باشد.

مقاله زیر درصدد ارائه اطلاعاتی مختصر و اجمالی در ارتباط با نظام مالیات بر ارزش افزوده است :

 

                                  تاریخچه نظام مالیات بر ارزش افزوده

 

مالیات بر ارزش افزوده در سال 1918توسط یک تاجر آلمانی بنام "فون زیمنس"به منظور فائق آمدن بر مشکلات کمبود درآمد دولت پس از جنگ جهانی اول مطرح گردید. اما اولین بار پس از جنگ جهانی دوم، فرانسه نخستین کشوری است که در سال 1948این نظام مالیاتی را انتخاب و اجرا کرد.به تدریج بواسطه ویژگیهای انعطاف پذیری که در طبیعت این مالیات نهفته بود،اجرای آن با استقبال روزافزونی مواجه شده که هم اکنون بیش از 130کشور جهان این نظام مالیاتی را با موفقیت اجرا نموده اند.

در کشور ما نیز اولین اقدام عملی ثبت شده در این مورد،تقدیم لایحه مالیات بر ارزش افزوده در سال 1366توسط دولت وقت به مجلس شورای اسلامی بوده که علیرغم تصویب بخشی از این لایحه در مجلس وقت ، به علت شرایط خاص اقتصادی ناشی از جنگ تحمیلی ، دولت لایحه مذکور را از مجلس پس گرفته است.

اما با توجه به احساس نیاز و نظرات کارشناسان و متخصصین داخلی و بین المللی ، برنامه استقرار نظام مالیات بر ارزش افزوده در اواخر دهه 1370 مجددا در دستور کار دولت قرار گرفته و نهایتا لایحه مربوطه تدوین ودر شهریورماه1381 به تصویب هیات وزیران رسیده ودر مهرماه همان سال به مجلس ارائه گردیده و کلیات آن در فروردین 1384 در شور اول به تصویب نمایندگان رسیده وجزئیات آن در کمیسیونهای ذیربط در دست بررسی می باشد.

 

 

                  مفاهیم و کلیات مالیات بر ارزش افزوده

 

     در ادبیات موضوعی، در تعریف مالیات بر ارزش افزوده آورده اند: " مالیات بر ارزش افزوده ، نوعی مالیات چند مرحله ای است که در مراحل مختلف زنجیره تولید-توزیع بر اساس درصدی از ارزش افزوده کالاهای تولید شده ویا خدمات ارائه شده اخذ می گردد. این مالیات در واقع نوعی مالیات بر فروش چند مرحله ای است که خرید کالاها و خدمات واسطه ای را از پرداخت مالیات معاف می کند."

به عبارت دیگر، مالیات بر ارزش افزوده ، نوعی مالیات بر مصرف است که در مراحل مختلف زنجیره واردات/تولید/توزیع/مصرف ، به تدریج توسط بنگاههای اقتصادی که در مراحل مختلف زنجیره های مذکور قرار می گیرند، به میزان درصدی از ارزش افزوده حاصله در هر مرحله از زنجیره ، انباشته و از هر بنگاه به بنگاه بعدی منتقل و نهایتا توسط مصرف کنندگان پرداخت می شود.

همان طور که در تعریف مالیات بر ارزش افزوده ذکر شده ، این نوع مالیات بر اساس درصدی از ارزش افزوده در هر مرحله از تولید محاسبه می شود. بنابراین برای مشخص نمودن میزان مالیات بر ارزش افزوده  ، نرخ مالیاتی را در ارزش افزوده ایجاد شده لحاظ و به قیمت فروش محصول اضافه می نمایند.(مطابق ماده 16 لایحه "نرخ مالیات بر ارزش افزوده 7 درصد است").

 

 

              روش محاسبه و نحوه پرداخت مالیات بر ارزش افزوده

 

بر اساس روابط ریاضی ، روش محاسبه مالیات بر ارزش افزوده به دو روش (تفریقی وتجمعی)در شکلهای مستقیم وغیرمستقیم تقسیم می گردد که حاصل هریک از روشهای مذکور یکسان می باشد . لذا به جهت اینکه در ماده 17 لایحه مالیات برارزش افزوده ، روش تفریقی غیر مستقیم مبنا قرار گرفته ، نحوه محاسبه آن را که در ادبیات مالیات بر ارزش افزوده به روش صورتحساب نیز معروف است ،در ذیل می آوریم:

در روش تفریقی غیر مستقیم ( روش صورتحساب)، نرخ مالیاتی در هر یک از مقادیر فروش و خرید ضرب شده و حاصلضرب آنها از یکدیگر کسر می گردد.

            خرید ضربدر نرخ مالیات فروش ضربدر نرخ مالیات = مالیات بر ارزش افزوده

 

به عبارت دیگر ، در این روش هر بنگاه در هنگام خرید، مالیات بر ارزش افزوده پرداختی بر روی عوامل تولید را می پردازد،واین مالیات در فاکتور خرید(یا همان صورتحساب خرید)درج می گردد و در هنگام فروش محصول ، مالیات بر ارزش افزوده دریافتی برای تولیدات خود را محاسبه و به قیمت فروش اضافه می کند و همانند حالت قبل (خرید)در صورتحساب فروش خود مبلغ مالیات بر ارزش افزوده دریافتی حاصل از فروش کالا و خدمات را در ستون جداگانه ای درج می نماید. در نهایت در زمان تنظیم اظهارنامه مالیاتی خود (که بر اساس ماده 10  لایحه بایستی هر دو ماه یکبار تکمیل و به سازمان امور مالیاتی ارائه گردد) مالیات بر ارزش افزوده پرداختی بر روی خرید خود را از مالیات بر ارزش افزوده دریافتی حاصل از فروش کسر و مابه التفاوت آن را به عنوان مالیات بر ارزش افزوده قابل پرداخت ، به سازمان امور مالیاتی اظهار می نماید.

بنابراین:

کل مالیات پرداختی هنگام خرید کل مالیات دریافتی حاصل از فروش = مالیات بر ارزش افزوده قابل پرداخت

 

                        دلایل انتخاب و استقرار  نظام مالیات بر ارزش افزوده

 

دلایل متعددی برای انتخاب و اجرای این نظام مالیاتی در سطح برنامه های کلان دولتها مطرح بوده که اجمالا عبارتند از : ا لف) رفع نارسایی های مالیات سنتی ، ب) ایجاد منبع درآمدی دولت ها ، ج) ایجاد سیستم مالیاتی متناسب با الزامات پیمانهای منطقه ای و بین المللی ، د) ایجاد تحول در سا ختار مالیاتی جهت هماهنگی با روند توسعه اقتصادی  ه)شفاف سازی مبادلات اقتصادی و آشکار سازی و کاهش حجم بخش اقتصاد زیر زمینی

البته علاوه بر دلایل فوق ،موارد ذیل را نیز به عنوان برجستگیهای عملیاتی این نظام مالیاتی ذکر نموده اند:

1-افزایش قابل ملاحظه در آمدهای مالیاتی دولت،2) سهولت نسبی محاسبه و اخذ آن توسط بنگاههای اقتصادی 3) سهولت نسبی وصول آن توسط دولت ، 4) عدم امکان اخذ این نوع مالیات به صورت مضاعف از کالا و خدمات در طول زنجیره های واردات/تولید/توزیع/مصرف ،5)حداقل فشار بر فعالان اقتصادی و تولیدکنندگان نسبت به سایر انواع مالیات و6) بالاخره اصابت نهایی این نوع مالیات به مصرف کننده نهایی کالا ویا خدمات.

با عنایت به موارد مطروحه فوق، یکی از ویژگیهای نظام مالیات بر ارزش افزوده ، منطبق بودن ساختار ساده آن بر پایه خود اظهاری است. ونیز به دلیل سادگی محاسبه آن ، مودیان محترم مالیاتی ، براحتی می توانند مالیات موضوعه را محاسبه و از طریق ظهارنامه های مالیاتی به سازمان امور مالیاتی واریز نمایند.ضمنا سادگی مکانیزم صورتحساب اعتباری و نحوه محاسبه آن ، از یک طرف ، بهبود میزان تمکین مالیاتی و از طرف دیگر، کاهش هزینه های وصول مالیات برای دولت را در پی خواهد داشت.

از سوی دیگر ، نظام مالیات بر ارزش افزوده به دلیل انتقال مالیات در زنجیره تولید توزیع و همچنین استفاده از شیوه فاکتور نویسی ، ماهیت خودکنترلی دارد. که این امر منوط به استقرار هرچه سریعتر نظام فاکتور نویسی در سطح کشور می باشد./.

 

 

 

 

ماليات بر ارزش افزوده و چالش تورم

                               ماليات بر ارزش افزوده و چالش تورم


           نويسنده: محمد قاسم رضايي

در شرايطي دولت مصمم به اجراي طرح ماليات بر ارزش افزوده است كه برخي كارشناسان اعتقاد دارند، اجراي آن به تورم موجود در جامعه دامن خواهد زد. آن ها اعتقاد دارند به دليل آن كه در سيستم مالياتي فعلي در چرخه توليد و مصرف، همه افراد به يك نسبت ماليات پرداخت نكرده و برخي حلقه هاي توليدي به دلايلي، ماليات كم تري پرداخت مي كنند، اين امكان وجود دارد كه با افزايش اخذ ماليات از اين افراد، ماليات اضافي اخذ شده موجب افزايش هزينه ها شده و تورم را افزايش دهد.
    
    از سوي ديگر برخي در مخالفت با لايحه ارزش افزوده اذعان مي كنند اجراي اين لايحه فشار مضاعفي بر اقشار آسيب پذير و فقير وارد خواهد كرد. آن ها همچنين به اين تئوري اعتقاد دارند كه با اجراي سيستم مالياتي جديد در جامعه، تورم در اثر تغييردر الگوي انتظارات مردم افزايش خواهد يافت. آن ها مي گويند اجراي اين سيستم مالياتي، درآمدهاي دولت را افزايش خواهد داد و به همين نسبت مخارج دولت با افزايش توام خواهد بود كه به افزايش تورم در جامعه دامن مي زند.
    
    در مقابل اين ديدگاه، ديدگاه موافقان اجراي اين طرح است كه معتقدند، ماليات بر ارزش افزوده ذاتاً تورم زا نيست. بلكه سياست هاي اعمال شده به همراه آن مي تواند تورم زا باشد. تجارب بين المللي حاكي از آن است كه نرخ تورم زايي ماليات بر ارزش افزوده بسيار اندك است و اين تورم، يك بار براي هميشه خواهد بود; اما بايد توجه داشت كه افزايش قيمت به وجود آمده در اثر سياست پولي دولت، تا زماني كه اين گونه سياست پولي اصلاح نشود به جاي خود باقي خواهد بود. در واقع اين نوع ماليات، درآمد دولت را افزايش خواهد داد و افزايش درآمد مالياتي نه تنها تورم زا نيست، بلكه ضدتورم نيز خواهد بود. منوط به اين كه دولت با افزايش درآمد خود، به منظور خنثي كردن افزايش قيمت احتمالي، سياست هاي مالي و پولي ضدتورمي و ديگر راهكارهاي مناسب را در پيش بگيرد. به طور مثال، كانادا و استراليا براي مقابله با افزايش قيمت منازل نوساز، براي كساني كه اقدام به خريد اين گونه منازل مي كردند، تخفيفات مالياتي در نظر گرفتند، تا افزايش قيمت آن ها خنثي شود.
    
    تورم زايي از دغدغه هاي مهم در زمان معرفي ماليات برارزش افزوده به حساب مي آيد. تورم، حاصل افزايش پيوسته و همه جانبه قيمت هاي كالا و خدمات و يا كاهش پيوسته و همه جانبه ارزش پول است. با اين تعريف، چنين نگراني چندان قابل توجه نيست; چون اين نوع افزايش قيمت در هر صورت، در اقتصاد بيمار كشور ما به طور پيوسته و همه جانبه وجود داشته است و نمي توان گفت كه معرفي ماليات بر ارزش افزوده سبب افزايش قيمت خواهد شد.
    
    افزايش قيمت در نتيجه اعمال سياست هاي پولي انبساطي در نظام هاي اقتصادي، ايجاد مي شود و نه اجراي ماليات بر ارزش افزوده. متغيرهاي گوناگوني بر قيمت ها تاثير دارند و تاثير ماليات بر ارزش افزوده بر افزايش قيمت ها را نمي توان جداي از روند كلي تورم و عوامل گوناگون موثر بر آن مورد ارزيابي قرار داد. در اين جا مي توان به برخي از عوامل كه چگونگي اتخاذ تصميم در مورد آن ها در زمان معرفي ماليات بر ارزش افزوده، تعيين كننده افزايش قيمت ها خواهد بود، اشاره كرد از جمله: درآمدهاي مالياتي غيرمستقيم كه درآمد ماليات بر ارزش افزوده، جايگزين آن خواهد شد، برنامه ريزي انجام شده به منظور افزايش درآمد دولت، ساير تغييرات جاري از قبيل تغيير قيمت نفت، افزايش نرخ مصرف، تغيير سطح حقوق و دستمزد، سياست پولي و كنترل قيمت-و در نهايت فرهنگ سازي درست- به منظور جلوگيري از آثار رواني مضاعف.
    
    اثر تورمي
    
    باوجود موفقيت ماليات بر ارزش افزوده به عنوان جايگزين مناسب براي انواع ماليات بر فروش، نگراني هايي در مورد تاثير بالقوه اجرايي اين ماليات بر سطح عمومي قيمت ها وجود دارد. در حقيقت، آثار تورمي احتمالي اجراي اين نوع ماليات، يكي از مهم ترين ملاحظات اوليه كشورهايي است كه اجراي ماليات بر ارزش افزوده را مدنظر دارند. اين نگراني ها معمولاً از اين ديدگاه ناشي مي شود كه ماليات بر ارزش افزوده، نوعاً پايه مالياتي وسيع تري نسبت به ديگر ماليات ها دارد و بسياري از كالاها و خدمات كه مشمول ماليات نبوده اند، در سيستم ماليات بر ارزش افزوده مشمول ماليات مي شوند.
       در تحليل هاي متعارف اقتصاد كلان، انواع تورم ها، براساس عوامل به وجود آورنده، به چهار دسته تقسيم مي شوند: تورم پولي، تورم ساختاري، تورم ناشي از فشار تقاضا و تورم ناشي از فشار هزينه. واضح است كه تلقي تورم زا بودن ماليات بر ارزش افزوده براساس نظريه پولي و نظريه ساختاري موضوعيت ندارد. زيرا اولي براساس سياست هاي پولي بانك مركزي و دومي نيز ناشي از بعضي متغيرهاي ساختاري و پايه اي تورمي است كه هيچ كدام از اين دو به طور مستقيم ربطي به ماليات و سيستم مالياتي ندارند. به اين جهتتوضيح تورم زا بودن ماليات بر ارزش افزوده، منحصر به تحليل هاي فشار هزينه و فشار تقاضا است.
    
    تاثير ماليات ها به طور كلي بر تورم در دو بخش قابل بررسي است: اثر ماليات هاي مستقيم و غيرمستقيم بر تورم. بايد توجه داشت كه ماليات بر ارزش افزوده از نوع ماليات غيرمستقيم است و تحليل آثار تورمي اين ماليات نيز در دسته دوم يعني اثر ماليات غيرمستقيم روي تورم، قرار مي گيرد. وضع يا افزايش ماليات مستقيم نه تنها تورم زا نيست بلكه كاهش دهنده تورم نيز محسوب مي شود زيرا افزايش ماليات مستقيم سبب كاهش درآمد قابل تصرف خانوارها(DPI)مي شود و در نتيجه به كاهش مصرف و تقاضاي كل مي انجامد كه قاعدتاً باعث كاهش قيمت ها با كاهش نرخ تورم خواهد شد.
    
    اما تاثير ماليات بر ارزش افزوده كه نوعي ماليات غيرمستقيم است صرفاً از طريق تاثير آن بر روي تقاضاي كل مطرح نمي شود زيرا اثر وضع ماليات بر ارزش افزوده بر روي تقاضاي كل و از آن طريق بر روي سطح قيمت ها تفاوت چنداني با اثر ماليات مستقيم ندارد.
    
    اصولاً ادعاي تورم را بودن ماليات بر ارزش افزوده از اين طريق قابل طرح است: وضع ماليات بر ارزش افزوده همانند فشار دستمزد و به طور كلي فشار هزينه عمل مي كند و با تاثيرگذاري مشابهي به افزايش سطح قيمت ها منجر مي شود.
    
    نتيجه نامشخص تورمو اثر بر روي سطح عمومي قيمت ها
    
    بررسي اثرات ماليات بر ارزش افزوده بر روي سطح عمومي قيمت ها دشوار است. دليل آن نيز پيچيده بودن تفكيك اثر ماليات بر ارزش افزوده افتادگي با اعمال و اجراي ماليات بر ارزش افزوده چهار حالت كلي ممكن است در سيستم قيمت ها اتفاق بيفتد:
    
    1- كاهش سطح عمومي قيمت ها:اين امر اين گونه توجيه مي شود كه وضع ماليات بر ارزش افزوده نيز مانند ساير ماليات ها يك سياست انقباظي است و از طريق كاهش در تقاضاي كل، اين احتمال وجود دارد كه سطح قيمت ها كاهش يابد (البته با فرض ثابت بودن حجم پول) همچنين جايگزيني ماليات بر ارزش افزوده به جاي ساير سيستم هاي مالياتي ناكارآمد، كارآيي سيستم مالياتي را افزايش مي دهد كه اين افزايش در كارآيي سيستم مالياتي اثري مشابه با افزايش توليد را در اقتصاد به جاي مي گذارد و با افزايش توليد چنانچه حجم پول ثابت باشد، قيمت ها كاهش مي يابد. از طرف ديگر با افزايش توليد و در نتيجه افزايش درآمد پس اندازها زياد مي شود پس عرضه وجوه مالي افزايش مي يابد. همچنين با اعمال ماليات بر ارزش افزوده به دليل افزايش درآمدهاي مالياتي كسري بودجه دولت كاهش يافته، بنابراين تقاضاي دولت براي وجوه مالي و اخذ وام را كاهش مي دهد. نتيجه اين كه افزايش عرضه وجوه مالي و كاهش تقاضا براي آن نرخ بهره را كاهش داده و سرمايه گذاري و در نتيجه توليد را افزايش خواهد داد پس مجدداً قيمت ها كاهش مي يابد.
    
    2- ثابت ماندن سطح قيمت ها:با اعمال ماليات بر ارزش افزوده، ممكن است كه اصلاً قيمت ها تغيير پيدا نكند، زيرا معمولاً ماليات بر ارزش افزوده، جايگزين ماليات غيرمستقيم مي شود و اگرچه با اعمال آن، قيمت هاي نسبي تغيير مي كند ولي دليلي براي افزايش سطح عمومي قيمت ها يا قيمت كالاهاي غيرمشمول ماليات وجود ندارد.
    
    3- ثابت ماندن قيمت هاي نسبي و تنها يكبار افزايش در سطح قيمت ها:اگر ماليات بر ارزش افزوده با نرخ يكسان بر تمام كالاها و خدمات وضع شود و معافيت ها نيز در نظر گرفته نشود و تمام بار مالياتي به مصرف كننده منتقل شود، در اين حالت قيمت هاي نسبي ثابت باقي خواهد ماند و سطح عمومي قيمت ها فقط يكبار در كوتاه مدت زياد مي شود.


    
    4- افزايش سطح قيمت ها و ايجاد تورم:اگر هر يك از شرايط ذكر شده در حالت سوم نقض شود، سطح قيمت ها تغيير خواهد كرد; از جمله اين كه معمولاً در ساختار ماليات برارزش افزوده، نرخ هاي متفاوتي براي كالاها و خدمات اعمال مي شود، همچنين برخي كالاها و خدمات نيز مشمول معافيت مي شوند. در اين حالت فروشنده با هزينه هاي متفاوت ماليات بر ارزش افزوده مواجه خواهد بود. بنابراين قيمت ها را احتمالاً به طور يكسان و متناسب افزايش نخواهد داد. اگر در نتيجه اعمال ماليات بر ارزش افزوده، تقاضاي كل كاهش يابد ولي حجم پول ثابت باشد، تمامي افزايش ماليات را توليدكننده متحمل خواهد شد. به اين صورت كه با كاهش سطح عمومي قيمت ها، دستمزد حقيقي افزايش يافته و در نتيجه، تقاضا براي نيروي كار كاهش مي يابد پس دستمزد عوامل توليد، توليد و اشتغال كاهش خواهد يافت. چنان چه ماليات بر ارزش افزوده به عنوان مكمل ماليات هاي موجود به كار رود و بنگاه ها تصور كنند كه با هزينه بالاتري مواجه شده اند، تلاش خواهند كرد كه اين افزايش هزينه را به مصرف كننده منتقل كنند. حال اگر با جايگزين شدن ماليات برارزش افزوده فشار ناشي از ساير ماليات ها كاهش يابد، اثرات نهايي اعمال ماليات بر ارزش افزوده بر قيمت ها، به شدت بده بستان بين كاهش ماليات هاي موجود و هزينه وضع ماليات بر ارزش افزوده بر بنگاه توليدي بستگي خواهد داشت.
    
     اگر با اعمال ماليات بر ارزش افزوده سطح قيمت ها افزايش يابد (يكي از شروط حالت سوم نقض شود) و همچنين نيروي كار نيز براي حفظ قدرت خريد خود، درخواست افزايش دستمزد كند، در اين حالت افزايش سطح قيمت ها تداوم يافته و شدت مي گيرد; يعني تورم رخ خواهد داد.
    
    حال اگر دولت هدف ثبات اقتصادي را دنبال كرده و سياست هاي انبساطي مثل افزايش عرضه پول را به كار برد، افزايش سطح عمومي قيمت ها شدت بيش تري خواهد يافت. در نتيجه مي توان گفت كه در اين حالت افزايش سطح عمومي قيمت ها، ناشي از اعمال ماليات بر ارزش افزوده نبوده، بلكه به علت سياست انبساطي اعمال شده از طرف دولت است.
    
    

 

 

 

 

 

 

 

 

مزايا ، معايب ، تاثيرات اقتصادي مالیات بر ارزش افزوده

 

 

ماليات بر ارزش افزوده

مزايا ، معايب ، تاثيرات اقتصادي

فهرست مطالب

مقدمه
فصل اول: مفهوم ماليات بر ارزش افزوده
فصل دوم: انواع ماليات بر ارزش افزوده
فصل سوم: دلايل به اجرا درآوردن قانون ماليات بر ارزش افزوده در ايران
فصل چهارم: مزاياي ماليات بر ارزش افزوده
فصل پنجم: معايب ماليات بر ارزش افزوده
فصل ششم: آثار اقتصادي ماليات بر ارزش افزوده
جمع بندي و نتيجه گيري
منابع


 

مقدمه

دستگاه كنوني ماليات ، ضمن بازنگري كامل قوانين موجود مالياتي ، در چارچوب برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي ، در راستاي اصلاح مالياتي ، اقدام به معرفي يك نوع ماليات بر مصرف تحت عنوان " ماليات بر ارزش افزوده " ا1ا كرده است . ماليات بر ارزش افزوده با انتقال پايه مالياتي از درآمد به مصرف ، انگيزه هاي سرمايه گذاري را افزايش مي دهد و منابع لازم را براي گسترش سرمايه گذاري ها از طريق افزايش امكانات پس انداز تامين و از جابه جايي سرمايه از بخشهاي مولد به بخشهاي خدماتي جلوگيري مي كند . با اجراي اين فرآيند مالياتي ، اختلال در تصميمات توليدي و سرمايه گذاري به حداقل مي رسد و درآمدهاي مالياتي به دليل گسترده بودن پايه اين نوع ماليات ، افزايش مي يابد.

 

فصل اول:

مفهوم ماليات بر ارزش افزوده

 

در طبقه بندي مالياتها ، ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات غير مستقيم بر مصرف و فروش داخلي كالاها و خدمات است ، اين نوع ماليات ، چند مرحله اي و درهر يك از مراحل توليد و تكميل تا مصرف نهايي ، بر حسب ارزش افزوده ايجاد مي شود. به عبارت ديگر ، ماليات بر ارزش افزوده ، نوعي ماليات بر فروش چند مرحله اي است كه خريد كالاها و خدمات واسطه اي را از پرداخت ماليات معاف مي كند . ا2ا

ارزش افزوده يك بنگاه از تفاوت عايدات فروش كالا يا خدمات و كل هزينه هايي كه صرف خريد كالاها و خدمات واسطه اي شده است ، ناشي مي شود. در مقياس اقتصاد ملي ، توليد ناخالص ملي در واقع حاصل جمع ارزش افزوده كليه بنگاه هاست ، زيرا كل معاملات واسطه اي مساوي با ارزش فروش نهايي است. به همين دليل ، فروش نهايي برابر با ارزش كل دستمزد ، نرخ بهره ، سود ، اجاره ، استهلاك و ساير پرداختها به عوامل توليد در سطح ملي و مساوي توليد ناخالص ملي است .

معادله زير نشان مي دهد كه در مقياس ملي ، ارزش افزوده روي ديگر سكه توليد ناخالص ملي است.

GNP ا3ا =پرداختي به عوامل توليد-فروش نهايي = (معاملات واسطه اي-كل معاملات) = ارزش افزوده .

 بر اين اساس ، مي توان گفت كه مجموع ارزش افزوده تمام بنگاه هاي بازرگاني در هر مرحله از توليد ، نوع ديگري از تعريف توليد ناخالص ملي است . لذا ماليات بر ارزش افزوده ، برابر ماليات بر توليد ملي است . بر اين اساس ، پايه مالياتي ماليات بر ارزش افزوده برابر با كل درآمد حاصل از فروش منهاي هزينه خريد عوامل توليد از ساير بنگاهها است كه با خارج كردن خريد از ساير بنگاه هاي ماليات دهنده ، از ماليات گيري چندگانه اجتناب مي شود . به عبارت ديگر ، ماليات بر كل فروش بنگاه اعمال و همزمان ، اعتبار مالياتي براي خريد از ساير بنگاه ها به بنگاه جديد اعطا مي شود . بدين معنا كه ماليات پرداخت شده توليد كنندگان قبلي ، از مالیات بر فروش بنگاه كسر مي گردد . بنابراين ، اعمال ماليات بر ارزش افزوده نيازمند فهرست كردن كل صورتحسابها در بنگاه است ، زيرا هر بنگاه براي دريافت اعتبار مالياتي بايد بتواند شرح ماليات پرداخت شده فروشنده قبلي را ارائه دهد . اين نياز ، خريدار را تشويق مي كند كه پرداخت ماليات توسط فروشنده قبلي را مورد توجه قرار دهد .


 

فصل دوم :

 انواع ماليات بر ارزش افزوده

سه نوع ماليات بر ارزش افزوده وجود دارد : ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ا4ا ، ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمدي ا5ا و ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي . ا6ا هر كدام از اين سه نوع ماليات نيز بر مبناي دو اصل مبدا يا اصل مقصد محاسبه مي شوند . در اصل مبدا، ماليات بر ارزش افزوده همه كالاها و خدماتي كه در كشور توليد مي شوند ، وضع مي شود. ولي در اصل مقصد ، ماليات بر ارزش افزوده همه كالاها و خدماتي كه در كشور مصرف مي شوند ، وضع ميگردد .




1-2 - نوع توليدي

 در مفهوم كلي ، ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، در صورتيكه از اصل مبدا استفاده شود ، همه مخارج در توليد ناخالص داخلي ( به جز مخارج دولت بابت دستمزد كه نمي تواند تحت پوشش ماليات بر ارزش افزوده قرار گيرد ) را در بر مي گيرد. با فرض اينكه از اصل مبدا استفاده شود ، صادرات كه منشا داخلي دارد، مشمول ماليات مي گردد ، اما واردات كه ارزش آن از خارج نشات مي گيرد ، از شمول ماليات خارج مي شود. به اين ترتيب مي توان گفت پايه ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، جمع تمام مخارج در توليد ناخالص داخلي به استثناي مخارج دستمزدي دولت است. در ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، ماليات كلي بر فروش اعمال مي شود . به طور كلي ، اين نوع ماليات بر ارزش افزوده مي تواند بر كالاهاي مصرفي و سرمايه اي اعمال شود. در اين روش ، كالاهاي سرمايه اي و استهلاك آنها از ماليات معاف نيستند. به بيان ديگر ، مي توان گفت به خريد كالاهاي سرمايه اي ، اعتبار مالياتي تعلق نمي گيرد . از اين رو ، اين ماليات انگيزه سرمايه گذاري را تضعيف مي كند .

نوع مصرفي


در ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي ، علاوه بر استهلاك ، مخارج مربوط به كالاهاي سرمايه اي نيز از شمول پايه مالياتي خارج مي شود . در واقع ، با كاهش هزينه هاي سرمايه اي از توليد ، آنچه باقي مي ماند ، برابر ارزش كالاهاي مصرفي توليد شده است. نظام ماليات بر ارزش افزوده‏اي كه در كشورهاي عضو جامعه اروپا مورد استفاده قرار مي گيرد، از اين نوع است. گرايش برخي از كشورهاي در حال توسعه نيز به سمت استفاده از اين روش است ، به خصوص به دليل معاف بودن كالاهاي سرمايه اي از ماليات ،كه انگيزه براي سرمايه گذاري بيشتر را به وجود مي آورد. همچنين در عمل ، استفاده از اين روش نسبت به دو روش ديگر ، از سهولت بيشتري برخوردار است.


نوع درآمدي


ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمدي ، استهلاك را در بر نمي گيرد و به اين ترتيب ، مخارج سرمايه اي خالص را شامل مي شود. پايه اين ماليات ، مجموعه درآمد پرداختي به عوامل ، پس از كسر مخارج دستمزدي دولت است. به همين دليل نيز نام آن ، ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمدي است. به طور كلي ، در اين نوع ماليات بر ارزش افزوده ، پايه كلي ماليات ، متناسب با درآمد عوامل توليد است. ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمد ، با ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرف تفاوت دارد ، زيرا در نوع اول ، بنگاه مجاز است استهلاك را كم كند ، اما در نوع دوم ، مجاز به كسر سرمايه گذاري ناخالص است. به اين ترتيب، ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمدي ، به اندازه تفاوت سرمايه گذاري ناخالص و استهلاك ، بيشتر از ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي است.


مقايسه سه نوع ماليات بر ارزش افزوده

در بين سه نوع ماليات ، ماليات بر ارزش افزوده از نوع توليدي ، وسيعترين پايه مالياتي و ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي ، كم ترين پايه مالياتي را ايجاد مي كند. چون ماليات توليدي ، خريدهاي ناخالص كالاهاي سرمايه اي ( بدون مستثني كردن استهلاك ) را شامل مي شود ، موانعي در برابر سرمايه گذاري ايجاد مي كند. از آن گذشته ، در صورتيكه محاسبه ماليات بر ارزش افزوده به روش صورتحساب انجام گيرد ، در مورد آن دسته از فعاليتها كه موفق به انتقال بخشي از هزينه هاي سرمايه اي خود به بعد شوند ، وضع اين ماليات بر كالاهاي سرمايه اي ، منجر به ماليات چند مرحله اي مي شود كه در ماليات بر ارزش افزوده از نوع درآمدي ، اين مساله در حد كمتري به وجود مي آيد . در بين سه روش فوق ، ، ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي كه كم ترين پايه مالياتي را ايجاد مي كند يك ماليات عمومي بر مصرف است ( در صورتيكه از اصل مبدا استفاده شود ، خالص صادرات را نيز در بر مي گيرد ) بنابراين ، در بين سه روش مذكور، اكثر كشورها معمولا اين روش را بر مي گزينند . البته استفاده از اين روش ، بالاترين نرخ ماليات را براي ايجاد بازده درآمدي مطلوب لازم دارد و به همين دليل ، برخي كشورها كوشش مي كنند مبناي ماليات بر ارزش افزوده از نوع مصرفي را به وسيله ماليات پذير كردن بخشي از كالاهاي سرمايه اي گسترش دهند ا7ا

 

 

فصل سوم :

دلايل به اجرا درآوردن قانون ماليات بر ارزش افزوده در ايران

 

اصلاح نظام مالياتي ، در چارچوب برنامه سوم توسعه اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي از طريق راهكارهايي ، همچون تشكيل سازمان امور مالياتي كشور ، اصلاح قانون مالياتهاي مستقيم و معرفي و اجراي ماليات بر ارزش افزوده به عنوان مكمل اصلاح قانون مالياتهاي مستقيم و يك ابزار درآمدي پويا و هماهنگ با شرايط اقتصادي كشور ، مد نظر قرار گرفته است. در اين راستا، علاوه بر تشكيل سازمان امور مالياتي ، اصلاح قانون مالياتهاي مستقيم به تصويب رسيده و به مرحله اجرا درآمده است. اصلاح قانون مالياتهاي مستقيم ، كاهش نرخهاي مختلف به منظور گسترش سرمايه گذاري، ايجاد فرصتهاي شغلي جديد و افزايش فعاليتهاي مولد - كاهش درآمدهاي دولت را به همراه داشته است. از طرف ديگر، لزوم تامين منابع مالي براي اجراي برنامه ها و سياستهاي پيش بيني شده ، مستلزم كسب منابع درآمدي جديد است. در اين راستا، اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده ، به عنوان يك نوع ماليات عمومي بر مصرف و فروش در جهت كاهش بار مالياتي بر بخشهاي مولد و اشتغال زا ، موجب كسب درآمد مالياتي براي دولت مي شود. از ديگر دلايل به اجرا در آوردن قانون ماليات بر ارزش افزوده ، اين است كه جايگزين مناسبي براي بسياري از عوارض و مالياتهاي غير مستقيمي است كه آثار اختلالي گسترده اي در بخشهاي توليدي و مولد بر سطح رفاه و رفتار مصرف كنندگان دارد . بر اساس جدول 1 ، حذف عوارض و مالياتهاي غير مستقيم موجود، سهم زيادي از درآمد دولت را كاهش مي دهد . بنابراين ، ماليات بر ارزش افزوده علاوه بر جبران كاهش درآمدهاي مذكور ، مي تواند در راستاي برنامه هاي پيش بيني شده ، درآمدهاي مالياتي دولت را افزايش دهد.



در مقدمه توجيهي لايحه ماليات بر ارزش افزوده كه در هيات دولت به تصويب رسيده ، دلايل توجيهي به اجرا درآوردن اين قانون به صورت زير بيان شده است:


الف) افزايش سهم درآمدهاي مالياتي در تركيب درآمدهاي دولت با اتكا به منابع جديد و برپايه مصرف

ب) كاهش فشار مالياتي بر بخش توليدو سرمايه گذاري مولد اقتصادي از طريق تعديل نرخهاي ماليات بر درآمد

ج) افزايش كارايي نظام مالياتي از طريق كاهش هزينه و زمان وصول درآمدهاي مالياتي

د) تمركز امور مربوط به اخذ ماليات و حذف عوارض و درآمدهاي شبه مالياتي

هـ) افزايش مشاركت عمومي در كسب درآمدهاي مالياتي و گسترش زمينه خود اظهاري. ا8ا



 

فصل چهارم :

 مزاياي ماليات بر ارزش افزوده

در طول چهل سال گذشته كه اين نوع ماليات معمول بوده، تعداد كشورهايي كه ماليات بر ارزش افزوده را برقرار ساخته اند، از مرز يكصد و بيست مورد گذشته است. اين ماليات كه زماني مختص كشورهاي جامعه اروپايي بود؛ به تدريج و با سرعت، در بسياري از كشورهاي پيشرفته اقتصادي ديگر و نيز كشورهاي در حال توسعه رواج پيدا كرد. مطالعه گزارش هاي مربوط به كشورهايي كه نظام مالياتي مزبور را اجرا كرده اند، عموماً حاكي از رضايت آن ها از برقراري اين نوع ماليات است. مزاياي متعددي براي توجيه ماليات بر ارزش افزوده عنوان مي شود؛ از جمله: درآمدزايي، ثبات نسبي، فرار مالياتي حداقل، كنترل و حسابرسي، بازرگاني منظم، بهبود تجارت خارجي، نوسازي، حمايت موثر، حداقل تأثير منفي بر تخصيص منابع، سهولت ورود به پيمان ها، رفع ماليات هاي مخرب و ...  . براي درك بيش تر علل به‏كارگيري ماليات بر ارزش افزوده، دلايل و مزايايي را كه كشورهاي استفاده كننده از اين شيوه مالياتي برشمرده اند، مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم.


1- درآمدزايي جديد به منظور پاسخگويي به هزينه هاي دولت

به سبب وسعت دامنه مأخذ وصول اين ماليات كه معمولاً بيش تر كالاها و خدمات را در برمي گيرد، ماليات مزبور به "ماشين چاپ اسكناس" براي دولت ها معروف شده است. دليل اين وجه تسميه، دامنه اين ماليات ذكر گرديده كه دربرگيرنده طيف وسيع كالاها و خدمات و نيز درآمد فراوان و شناوري است كه اين نوع ماليات براي دولت ايجاد مي كند. ماليات هايي كه با اهداف متعادل سازي توزيع درآمدها يا ايجاد كارايي بيش تر اقتصادي وصول مي شوند، داراي پايه مالياتي كوچك تر و نيز نرخ مالياتي بالاتري هستند. از طرفي افزايش نرخ ماليات نيز به دليل از بين بردن انگيزه توليد و تشويق فعاليتهاي زير زميني، فرصت هاي فرار مالياتي واجتناب از پرداخت ماليات را زيادتر و در نهايت، درآمد دولت را كمتر مي كند. در حالي كه به دليل وسيع بودن پايه، ماليات بر ارزش افزوده را مي توان با نرخي كمتر در مورد كليه فروش هاي مرتبط يا بخش هاي مختلف بازرگاني اعمال و به اين ترتيب، درآمد مالياتي بيش تري را بدون از بين بردن انگيزه توليد، براي پاسخگويي به هزينه هاي دولت ايجاد كرد.



2- فرار مالياتي حداقل



امكان كاهش فرار مالياتي در ماليات بر ارزش افزوده، به دليل كمتر بودن نرخ آن در مقايسه با ساير ماليات ها با پايه محدود، منبع درآمد مطمئني را براي دولت ايجاد مي كند. از طرفي ديگر چون عدم پرداخت ماليات از جانب فروشنده، پاي خريدار كالاي او را براي منظور كردن ماليات متعلقه به ميان مي كشد، منافع يك طرف، زيان طرف ديگر را موجب مي شود و در صورت موثر بودن نظام كنترل، فرار مالياتي به حداقل كاهش مي يابد.


3- تسهيل ورود به پيمان هاي منطقه اي

برخي از پيمان هاي منطقه اي بنا به دلايلي، نظير ايجاد وحدت نظام مالياتي در مناسبات اقتصادي كشورهاي عضو پيمان، برقراري يكنواختي فشار مالياتي، متمايل ساختن انگيزه هاي كشورهاي عضو به سمت افزايش كارايي، گسترش صنعت، استفاده از مزاياي بي طرفي و خنثي بودن، آسيب نرساندن به كالاهاي وارداتي و گسترش رقابت داخلي، ماليات بر ارزش افزوده را از جمله شرايط عضويت براي اعضا تعيين كرده اند.


4- نوسازي و ايجاد تحول در نظام مالياتي

با گسترش و پيچيده شدن ساختار اقتصادي، لزوم نگهداري حساب ها در بنگاه هاي مختلف اعم از كوچك و بزرگ بيش تر مي شود. در نظام ماليات بر ارزش افزوده به دليل اين كه هر بنگاه نيازمند نگهداري حساب هاي خود به طور كامل است، به كارگيري ماشين هاي محاسبه الكترونيك و رايانه براي پردازش اطلاعات و كنترل حساب ها ، معمول تر از ساير ماليات هاست. نوسازي و توسعه نظام محاسبات مالياتي موجب ايجاد تحول در نظام هاي مالياتي كهنه و سنتي مي شود و اين تحول صرفه جويي در زمان و كادر اجرايي را افزايش مي دهد.

5- سهولت كنترل و حسابرسي

چون در روش صورتحساب يا فاكتور فروش براي محاسبه و پرداخت ماليات بر ارزش افزوده، اقلام فروش كالا و خدمات در ستون هاي مربوط درج و بر اين مأخذ، نرخ ماليات تعيين و اعمال مي شود و همچنين صورتحساب هاي مزبور در دفاتر حسابداري موديان ثبت و منعكس مي گردد، بنابراين (به ويژه در حالت نرخ ماليات واحد)، نظام كنترل، ساده و موثر است.


6- كمترين تأثيرات منفي

ماليات بر ارزش افزوده، از نظر اقتصادي، يك ماليات خنثي يا بي تفاوت به حساب مي آيد؛ بدين معنا كه ماهيتاً بر عوامل توليد (سرمايه گذاري، اشتغال و ...) و نيز تصميم گيري هاي اقتصادي موسسات و اشخاص، كمترين تأثيرات منفي را برجاي مي گذارد. در اين زمينه، عنوان مي شود كه چون ماليات بر ارزش افزوده به صورت متناسب بر ارزش افزوده عوامل مختلف در فرآيند توليد اعمال مي شود، بنابراين به نفع روش خاصي از توليد عمل نمي كند. بر اساس موارد ذكر شده، گفته مي شود كه با اعمال ماليات بر ارزش افزوده خللي به تخصيص بهينه عوامل توليد توسط نيروهاي بازار وارد نمي شود. خنثي بودن ماليات بر ارزش افزوده از ديدگاه اقتصادي و تجاري از جمله دلايل كشورهاي اروپاي مركزي و شرقي براي پذيرش ماليات بر ارزش افزوده بوده است.



 

فصل پنجم :

 معايب ماليات بر ارزش افزوده

معمولاً دولت ها و سياستگذاران كشورهايي كه اجراي ماليات بر ارزش افزوده را در دستور كار خود قرار مي دهند، عمدتاً به دلايل زير در قبال استقرار اين نوع ماليات ابراز نگراني مي كنند و عكس العمل منفي نشان مي دهند:


1- اثر نزولي ماليات بر ارزش افزوده

بدين معنا كه چون ماليات بر ارزش افزوده عملاً يك ماليات بر مصرف است و معمولاً با نرخ ثابت (غير تصاعدي) بر كالاهاي مشمول اعمال مي گردد، در نتيجه، اقشار كم درآمد به طور نسبي فشار مالياتي بيشتري را تحمل مي كنند و لذا وقتي در كشوري براي نخستين بار اين نوع ماليات وضع مي گردد، دولت ها و سياستگذاران اقتصادي احتمالاً به دليل ماهيت تنازلي اين نوع ماليات نگران خواهند شد. البته پاسخي هم در قبال اين انتقاد عنوان مي گردد كه عبارت است از اين كه اولاً ماليات بر ارزش افزوده، هدف تأمين عدالت اجتماعي را دنبال نمي كند و بي عدالتي ناشي از تناسبي بودن نرخ مالياتي مي تواند با اعمال سياست هاي حمايتي جنبي دولت براي حمايت از اقشار آسيب پذير جبران گردد. ثانياً اين سئوال مطرح مي گردد كه آيا ماليات هاي سنتي (بردرآمد) واقعاً اهداف عدالت اجتماعي را به دقت و بر طبق برنامه هاي مورد نظر تأمين كرده اند و سرانجام اين كه چون ضرورتاً بخشي از ماليات هاي موضوعه براي تأمين درآمد دولت، ماليات هاي غير مستقيم هستند، آثار تنازلي ماليات بر ارزش افزوده در مقايسه با ساير ماليات هاي مشابه، به ويژه ماليات بر فروش، در مراحل مختلف به مراتب كمتر است.


2- اثر ماليات بر ارزش افزوده در افزايش سطح قيمت ها

گاهي اين مطلب به عنوان يكي از انتقادات بر اين نوع ماليات مطرح مي گردد، ولي تجربه كشورهايي كه اين نوع ماليات را برقرار كرده اند, نشان مي دهد اين نگراني چندان موجه نيست؛ زيرا اولاً دليل منطقي و موجهي براي بالا رفتن سطح عمومي قيمت ها ارائه نمي شود و ثانياً وضع و وصول اين ماليات سبب انقباض اقتصاد مي گردد و در نتيجه اثر ضد تورمي خواهد داشت.



3- اشكالات اجرايي ماليات بر ارزش افزوده

به دليل وسعت مشكلات اجرايي، دولت ها در اعمال اين نوع از ماليات دچار ترديد مي شوند. اهم اين مشكلات عبارتند از:

الف) نحوه برخورد با خرده فروشان (مشاغل جزء )

ب) چگونگي برخورد در خصوص مواد غذايي كشاورزي

ج) نحوه عمل در مورد كالاهاي سرمايه اي

د) مشكلات وصول ماليات از خدمات (نظير بانك ها و بيمه )



حال به شرح مختصري در باب هريك از محدوديت هاي فوق مي پردازيم:

الف) اين اشكال در كليه كشورها، به ويژه در كشورهاي در حال توسعه، كه با تعداد بيشتري واحدهاي خرده فروشي مواجه هستند، مطرح است و ضرورت ايجاب مي كند كه در اين زمينه تجديد نظرهايي در بافت اقتصادي ـ فرهنگي صورت پذيرد.


ب) تجربه كشورها نشان دهنده اين مهم است كه بيش تر كشورهاي برقرار كننده ماليات بر ارزش افزوده، به دو دليل مواد غذايي را از شمول ماليات خارج ساخته اند: 

- رعايت عدالت اجتماعي و سياست حمايت از قشر وسيع كم درآمد . 

- مشكلات اجرايي خاص اعمال اين نوع ماليات.


ج) در مورد كالاهاي سرمايه اي، در كشورهاي در حال توسعه، به لحاظ ضرورت تشويق سرمايه گذاري، كالاهاي سرمايه اي را مشمول ماليات با نرخ صفر قرار مي دهند و ماليات متعلق به خريدهايي را كه به كالاهاي سرمايه اي موسسات مربوط مي شود، به صورت يكجا يا به تدريج از حساب ماليات بر فروش آن ها كسر مي كنند.


د) در مورد خدمات مالي (به ويژه خدمات بانكي و بيمه)، اين دسته از خدمات را به دلايل زير از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف مي كنند: 

- دشواري زياد تشخيص ارزش افزوده ايجاد شده در اين خدمات . 

- وجودنداشتن ملاكي خاص در مواردي كه براي تشخيص ارزش افزوده اين موسسات اقدام به شيوه علي الراس ضروري است. 

- امكان جابجايي سرمايه مالي به دليل نقل و انتقال پذيري آن در صورت اخذ ماليات سنگين . 

- ارزش پايين درآمد حاصل از اين نوع ماليات در قبال مخارج تعيين و وصول آن .


 

فصل ششم :

آثار اقتصادي ماليات بر ارزش افزوده-

آثار اقتصادي اعمال ماليات بر ارزش افزوده را مي توان به دو دسته تقسيم كرد: آثار كلان، كه از جمله تأثير آن بر رشد اقتصادي، سطح قيمت ها، سرمايه گذاري، درآمدهاي دولت، مصرف و ... است و آثار خرد، كه از جمله مي توان به تأثير آن بر كارايي، عدالت و ... اشاره كرد.


1- تأثير بر سطح قيمت ها

برخي از كشورها يكي از دلايل عمده به كار نگرفتن ماليات بر ارزش افزوده را نگراني در مورد وجود رابطه مثبت بين اعمال اين ماليات و افزايش نرخ تورم عنوان كرده اند. از طرف ديگر، تجربه كشورهاي استفاده كننده از اين ماليات اين نگراني را تأييد نمي كند. صاحبنظران مالي معتقدند كه اعمال ماليات بر ارزش افزوده، مانند وضع هر ماليات ديگري، يك سياست انقباضي محسوب مي گردد. بنابراين، كاربرد آن منجر به كاهش نقدينگي در اقتصاد مي شود. از اين رو مي توان گفت كه اعمال اين ماليات نوعي اثر ضد تورمي در اقتصاد به جا خواهد گذاشت. ساير صاحبنظران معتقدند كه اگر با اعمال ماليات بر ارزش افزوده پيش از افزايش عرضه كل، تقاضاي كل گسترش يابد، كمبود عرضه كل، افزايش قيمت ها را به بار خواهد آورد؛ اما مازاد تقاضا و كمبود عرضه كل ممكن است بنا به دلايل بسيار بروز كند و اين مسأله به تنهايي به اعمال ماليات بر ارزش افزوده مربوط نمي شود. از طرف ديگر، صندوق بين المللي پول در زمينه اثر ماليات بر ارزش افزوده بر قيمت ها، مطالعه اي در 35 كشور جهان انجام داده كه نتايج زير را در بر داشته است.

در 22 كشور، معرفي ماليات بر ارزش افزوده تأثير عمده اي بر قيمت كالاها و خدمات مصرفي نداشته يا اثرش بسيار كم بوده است. در 8 مورد، اجراي ماليات بر ارزش افزوده با تغيير در شاخص بهاي كالاها و خدمات مصرفي همراه بود؛ ولي از اين 8 مورد فقط يك مورد افزايش نرخ تورم را به صورت فزاينده به همراه داشت و در 7 مورد ديگر در روند افزايش قيمت ها هيچ گونه شتابي مشاهده نگرديد. به عبارت ديگر، در 29 مورد يا 83 درصد از كشورها، معرفي و اجراي ماليات بر ارزش افزوده با سياست هاي انبساطي مربوط به دستمزد و نيز ديگر سياست هاي انبساطي پولي و اعتباري توأم بود و به اين ترتيب نمي توان به اين نتيجه رسيد كه فقط اعمال اين ماليات، موجب تورم فزاينده اي شده است. نتيجه مطالعه صندوق بين المللي پول در واقع به اين صورت است كه اعمال ماليات بر ارزش افزوده در اكثر موارد تورمي نيست. با اين همه، حتي اگر اجراي ماليات بر ارزش افزوده سبب افزايش تورم شود، با اعمال سياست هاي كنترل قيمت مي توان افزايش نرخ تورم را مهار كرد.


2- تشويق سرمايه گذاري

به طور كلي، ماليات به عنوان يكي از مهم ترين ابزارهاي دولت براي تشويق و جهت دهي مناسب به سرمايه گذاري ها محسوب مي شود؛ براي مثال، سياست هاي دولت در خصوص معافيت ها و تخفيفات مالياتي مي تواند كارايي نهايي سرمايه و در نتيجه سودآوري سرمايه گذاري ها را افزايش دهد و از اين طريق به تقويت انگيزه هاي سرمايه گذاري كمك كند. همچنين، اگر سياست مالي به گونه اي باشد كه موجب گسترش تقاضاي موثر در برخي كالاها شود، انگيزه ها را درجهت افزايش نرخ تشكيل سرمايه سوق خواهد داد. از طرف ديگر در بررسي اثر ماليات بر تشويق يا عدم تشويق سرمايه گذاري بايد عواملي از قبيل هدف سرمايه گذاري، واكنش پس اندازكنندگان و سرمايه گذاران داخلي و خارجي در قبال جريان سرمايه در سطح بين المللي و انگيزه هاي موجود در نظام مالياتي مد نظر قرار گيرد. طرفداران ماليات بر ارزش افزوده معتقدند كه اين نوع ماليات سرمايه گذاري را تشويق مي كند. معاف ساختن كالاهاي سرمايه اي از ماليات و در نظر گرفتن امتياز مالياتي براي كالاهاي سرمايه اي خريداري شده و مورد استفاده در جريان توليد، موجب افزايش سطح پس انداز و سرمايه گذاري مي شود. تجربه كشورها نشان داده است كه معاف ساختن كالاهاي سرمايه اي از ماليات بر ارزش افزوده، سرمايه گذاري را تشويق مي نمايد.


3- خنثي بودن

خنثي بودن اقتصادي هر سياست ، به معناي اين است كه در جابجايي منابع اثري نخواهد داشت، زيرا تغييري در قيمتهاي نسبي ايجاد نميكند. چنين خاصيتي در مورد ماليات بر ارزش افزوده ، در دنياي واقعي به طور كامل حاصل مي شود ، چون نيازمند برقراري يك نرخ ثابت مالياتي ، نه تنها در هر بخش، بلكه در كل بخشها در اقتصاد است. بعبارت ديگر، اگر نرخ مالياتي در هر فعاليت اقتصادي كمتر يا بيشتر از ساير نرخها باشد ، يا وجود معافيت مالياتي يا نرخهاي صفر ماليات باعث آثار تخصيصي در اقتصاد شود ، خنثي بودن اين ماليات منتفي است. به هر حال، چنانچه هدف در پايه ماليات بر ارزش افزوده گسترده تر باشد و نرخهاي ماليات به يكديگر نزديك تر باشند، درجه خنثي بودن ماليات بر ارزش افزوده بيشتر خواهد شد.


4- افزايش رشد اقتصادي

در اكثر كشورهاي توسعه يافته ، ماليات بر ارزش افزوده جايگزين ماليات بر مصرف و مالياتهاي ديگر ، بخصوص ماليات بر شركتها شده است. انتظار اين است كه اين جايگزيني ، بر توليد و رشد اقتصادي آثار مثبتي داشته باشد. اينك اين سئوال مطرح است كه اگر در جامعه اقتصادي، اين ماليات براي اولين بار معرفي شده باشد و هدف از معرفي كردن آن نيز افزايش درآمد مالياتي باشد ا9ا ، آيا باز هم چنين انتظاري متصور است ؟ در واقع، تاثير ماليات بر ارزش افزوده بستگي به طراحي آن ، به خصوص در جايگزيني مالياتهاي ديگر دارد و از قبل قابل پيشگويي نيست. ا10ا


5- كارايي اقتصادي

در زمينه اثرگذاري اعمال ماليات بر ارزش افزوده بر كارايي اقتصادي ، برخي اقتصاددانان معتقدند از آنجا كه ارزش افزوده برابر با رابطه زير است ، اعمال اين ماليات تبعيضي به زيان هيچيك از عوامل توليد ايجاد نكرده و مي تواند كارايي اقتصادي را حفظ كند.

سود+اجاره+بهره+حقوق و مزد=ارزش افزوده


6- تراز پرداختها

يكي از آثار غير مستقيم ماليات بر ارزش افزوده ، تاثير مثبت بر تراز پرداختهاي كشور اجراكننده اين ماليات است. بديهي است اين نتيجه گيري زماني صحت خواهد داشت كه ماليات بر ارزش افزوده ، باعث تغيير در قيمتهاي نسبي كالاهاي وارداتي به صادراتي شود ، يعني اگر پس از معرفي اين ماليات قيمت كالاهاي صادراتي ارزان و در مقابل ، قيمت كالاهاي وارداتي گران شود يا حداقل بدون تغيير بماند، مي توان به بهبود تراز پرداختها اميدوار بود . چون در اين مورد نمي توان انتظار تغييري در نرخ ارز داشت و فقط تغييرات فوق امكان تاثيرگذاري دارد، اين نتيجه گيري به عوامل متعددي ارتباط مي يابد. هر چند ممكن است تجربيات بعضي كشورها مويد اثر مثبت اين ماليات برتر از پرداختها باشد ، اما پايه نظري آن اجبار خاص در جهت معين را بوجود نمي آورد.


7- گسترش بخش عمومي

برخي منتقدان معتقدند كه به كارگيري ماليات بر ارزش افزوده باعث گسترش بخش عمومي مي شود و نيز قدرت سياستگذاران مالي را افزايش مي دهد . در اين راستا هر كاهش در درآمد دولت مي تواند با افزايش نرخ يا پايه ماليات بر ارزش افزوده جبران شود.

علاوه براين، عنوان مي شود كه جانشين سازي ماليات بر ارزش افزوده به جاي مالياتهاي با پايه محدود ، به دليل گسترش پوشش مالياتي، موجب افزايش درآمد مالياتي مي گردد . از سوي ديگر ، اعمال نرخ بيشتر ماليات ممكن است كه پرداخت كنندگان ماليات را به كار بيشتر تشويق كندو با گسترش توليد ، درآمد مالياتي نيز افزايش يابد . همچنين نظام كنترل متقابل ماليات بر ارزش افزوده باعث كاهش فرصتهاي فرار مالياتي مي گردد و از اين طريق نيز نسبت درآمد دولت و نسبت ماليات به كل توليد ناخالص ملي افزايش مي يابد . خلاصه اين كه تمام موارد پيش گفته هر كدام عاملي در جهت افزايش درآمد دولت و نيز گسترش بخش عمومي عنوان شده اند.

جمع بندي و نتيجه گيري

- ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات بر فروش چند مرحله‏اي است كه بر اساس درصدي از ارزش افزوده در هر مرحله توليد اخذ مي شود.

- ماليات بر ارزش افزوده داراي سه نوع توليدي ، مصرفي و درآمدي است ، نوع توليدي وسيعترين پايه مالياتي و نوع مصرفي كم ترين پايه مالياتي را دارد . نوع مصرفي كم ترين پايه مالياتي را ايجاد مي كند و كشورهاي جامعه اروپا و بسياري از كشورهاي ديگر از اين نوع استفاده مي كنند. نوع درآمدي نيز بر توليد خالص ملي تعلق مي گيرد.

- ماليات بر ارزش افزوده داراي مزايا و معايبي است كه مزاياي آن را مي توان ، خنثي بودن ، حداقل فرار مالياتي ، حداقل تاثير منفي بر تخصيص منابع ، سهولت ورود به پيمانها ، درآمدزايي و غيره نام برد . از جمله معايب اين ماليات نيز تنازلي بودن ماليات ، افزايش سطح قيمتها ، اشكالات اجرايي و غيره.

- اين ماليات تاثيرات اقتصادي بر متغيرهاي خرد و كلان اقتصادي دارد ، متغيرهايي مانند كارايي، سطح قيمتها ، تراز پرداختها ، سرمايه گذاري و پس انداز.

- از دلايل مهم به اجرا درآوردن ماليات بر ارزش افزوده ، افزايش سهم درآمدهاي مالياتي دولت ، كاهش فشار مالياتي بر توليد و سرمايه گذاري مولد اقتصادي و افزايش كارايي نظام مالياتي است.


 

منابع:

1- كميجاني ، اكبر ، "تحليلي بر ماليات بر ارزش افزوده و بررسي مقدماتي امكان اجراي آن در اقتصاد ايران " ، نشر وزارت امور اقتصادي و دارايي ، پايير 1374

2- صوفي مجيد پور ، مسعود : " ماليات بر ارزش افزوده: تاريخچه ، مفهوم ، روش محاسبه " ، گزارش مركز پژوهشهاي مجلس شوراي اسلامي ، شماره مسلسل 6546.

3- مجله اقتصاد ايران ، شماره 21 ، آبان 1379

4- لايحه " ماليات بر ارزش افزوده"

5- پژويان ، جمشيد ، " بررسي تبعات اقتصادي ماليات بر ارزش افزوده در اقتصاد ايران " ، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي ، سال اول ، شماره اول ، تابستان 1380



VAT=Value Added Tax ا1ا

ا2ا كميجاني ، اكبر ، " تحليلي بر ماليات بر ارزش افزوده و بررسي مقدماتي امكان اجراي آن در اقتصاد ايران " نشر وزارت امور اقتصادي و دارايي، پاييز 1374،ص52

Gross National Product = ا3ا توليد ناخالص ملي

Product –Value Added Tax (P-VAT) ا4ا

Income-Value Added Tax (I-VAT) ا5ا

Consumption _Value Added Tax (C-VAT) ا6ا

ا7ا مجله اقتصاد ايران ، شماره 21 ، آبان 1379

ا8ا لايحه ماليات بر ارزش افزوده

ا9ا در مقدمه توجيهي لايحه ماليات بر ارزش افزوده ، يكي از اهداف به اجرا درآوردن قانون ماليات بر ارزش افزوده، افزايش درآمد مالياتي عنوان شده است

ا10ا پژويان ، جمشيد ، " بررسي تبعات اقتصادي ماليات بر ارزش افزوده در اقتصاد ايران " ، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي ، سال اول ، شماره اول ، تابستان 1380

تاریخچه- مفهوم و روش محاسبه مالیات بر ارزش افزوده

تاريخچه ، مفهوم ، روش محاسبه

 


تعريف ارزش افزوده چيست؟
ماليات بر ارزش افزوده چيست؟
چرا بايد ماليات بر ارزش افزوده را اجرا كرد؟
نگرشي به برخي دلايل و مزاياي استقرار نظام ماليات بر ارزش افزوده در كشور







بالا

تعريف ارزش افزوده چيست؟

اگر نگاهي كلي و گذرا بر كتب اقتصاد كلان داشته باشيم و بخواهيم كه ارزش افزوده را به زبان ساده بيان كنيم و از ورود به مباحث پيچيده مربوط به آن پرهيز كنيم، خواهيم ديد كه اقتصاددانان ارزش افزوده را چنين تعريف مي كنند:

 ارزش افزوده عبارت است از ما به التفاوت ستانده و داده. به عبارت ساده تر و در عمل ارزش افزوده يعني: فروش منهاي خريد.

 

 

براي تبيين موضوع به مثال زير دقت كنيد: يك كارگاه كفاشي را در نظر بگيريد كه اقدام به توليد كفش مي‌كند. اين كارگاه براي توليد يك جفت كفش احتياج به مواد اوليه به شرح زير دارد كه هر كدام را به قيمت‌هائي كه در فهرست زير تهيه آمده است، ‌خريداري مي‌نمايد:
1- چرم رويه: 35000 ريال
2- كفي كفش: 25000 ريال
3- ميخ كفاشي: 1000 ريال
4- چسب كفاشي: 800 ريال
5- نخ كفاشي : 500 ريال
بنابراين مجموع خريد اين كارگاه كفاشي براي توليد يك جفت كفش 62.300 ريال مي‌باشد. بعد از انجام يك سري عمليات بر روي مواد اوليه خريداري شده، يك جفت كفش توليد مي‌گردد. توليد كننده كفش، يك جفت كفش را به قيمت 120.000 ريال مي‌فروشد.
با توجه به تعريف ماليات بر ارزش افزوده كه در صفحه قبل ذكر گرديد، ارزش افزوده ايجاد شده توسط توليد كننده كفش عبارت خواهد بود از :

خريد ـ فروش = ارزش افزوده
ارزش افزوده =  62300  -120000=57700

فرآيند مذكور را در شكل 1-1 مشاهده مي‌كنيد

 

شكل 1-1 : ارزش افزوده در فرآيند فرضي توليد يك جفت كفش

 


بالا

 

2) ماليات بر ارزش افزوده چيست؟


بر مبناي تعريف فوق از ارزش افزوده، نوعي ماليات بر مصرف طراحي شده كه هم اكنون در بيش از 140 كشور جهان تحت عنوان ماليات برارزش افزوده به اجرا درآمده است. كشورهاي فرانسه و آلمان از جمله اجراكنندگان اوليه اين ماليات بوده و در كشورهاي عضو اتحاديه اروپا همه اين ماليات را پذيرفته و به اجرا گذاشته‌‌اند. كشورهاي نامزد عضويت در اتحاديه اروپا نيز همه به پذيرش و اجراي اين نوع ماليات التزام دارند.

در ايران، پرداخت ماليات بر مصرف به شكلي كه مستقيماً توسط مصرف‌كنندگان به فروشندگان پرداخت گردد و فروشندگان اين مالياتها را به نيابت از طرف دولت جمع‌آوري كنند و سپس آن را در اختيار سازمان امور مالياتي قرار دهند، تاكنون وجود نداشته است. اين بدان معني نيست كه ايرانيان كليه مايحتاج خود را بدون پرداخت انواع مالياتهاي غيرمستقيم تأمين مي‌كنند. برعكس، مصرف‌كنندگان ايراني براي خريد فرآورده‌هايي چون نفت، نوشابه، سيگار، خاويار، الكل طبي و صنعتي، اتومبيل، تلفن، نوار ضبط صوت و تصوير، فولاد و سيمان و براي خريد خدماتي مانند ارتباط تلفني، شماره‌گذاري موقت و نقل و انتقال اتومبيل و شناورها، بطور غيرمستقيم، ماليات بر مصرف پرداخت مي‌نمايند.

همينطور، هموطنان خريدار كالاهاي وارداتي نيز براي صدها نوع كالاهاي وارداتي حقوق گمركي و سود بازرگاني و مالياتهاي غيرمستقيم مربوطه را مي‌پردازند. اين مالياتها، برحسب وضعيت "كشش منحني‌هاي تقاضا و عرضه" در موارد بسياري معمولاً بيشتر به بخشي از مصرف‌كنندگاني اصابت مي‌نمايد.

ماليات بر ارزش افزوده در واقع نوعي ماليات بر فروش كالا و خدمات چند مرحله‌اي است، كه در طي مراحل زنجيره واردات/توليد/توزيع/مصرف با نرخ مالياتي ثابت (غيرتصاعدي) اعمال مي‌گردد ولي نهايتاً مصرف‌كنندگان نهايي تنها پرداخت‌كننده واقعي آن مي‌باشند. مبناي محاسبه اين ماليات بهاي كالا و خدماتي است كه يا در داخل توليد مي‌شوند و يا به كشور وارد مي‌گردند و فروشندگان و يا ارائه‌دهندگان خدمات براي آنها صورتحساب صادر مي‌نمايند. در اين نظام مالياتي هر يك از ارائه دهندگان كالا و خدمات كه در اين نظام مالياتي از ديد دولت مؤديان مالياتي تلقي مي‌گردند، مكلف به نگهداري دفاتر حسابداري و در هنگام فروش مكلف به تهيه و صدور صورتحساب مي‌باشند. در صورتحسابهاي صادره بايستي مشخصات طرفين معامله، مشخصات كامل كالا همراه با قيمت و ماليات آن در ستونهاي مربوطه، در چند نسخه ثبت شده باشد.

در هر يك از مراحل زنجيره به هم پيوسته توليد/توزيع، هر يك از بنگاههاي اقتصادي در زمان خريد مواد اوليه و يا ساير كالاهاي مورد نياز، بهاي كالاي خريداري شده بعلاوه ماليات بر ارزش افزوده (كه به صورت درصد ثابتي از بهاي كالا مي‌باشد) را به فروشنده كالا مي‌پردازند. اما در زمان فروش كالا يا محصولات توليدي علاوه بر بهاي كالائي كه به فروش مي‌رسانند، ماليات بر ارزش افزوده متعلقه را نيز محاسبه و از خريدار كالاي خود دريافت مي‌نمايند. حال چون در اين نظام مالياتي، فعال اقتصادي نبايستي خود مالياتي پرداخت نمايد و بايستي ماليات تنها از مصرف‌كننده نهايي اخذ گردد، فعالان اقتصادي ماليات پرداختي بابت خريد مواد اوليه و ساير كالاها را از وجوه ماليات دريافتي از خريداران كالاها و دريافت كنندگان خدمات خود، كسر و تنها مابه‌التفاوت را به خزانه دولت مي‌پردازند. به اين ترتيب هر فعال اقتصادي تنها به ميزان ارزش افزوده‌اي كه توسط كارگاهش ايجاد مي‌گردد ماليات به حساب دولت واريز مي‌نمايد و عمل انتقال ماليات از هر عنصر زنجيره توليد/توزيع به عنصر بعد تا زماني كه ماليات به مصرف‌كننده نهايي اصابت نمايد، ادامه پيدا مي‌كند و نهايتاً مصرف‌كننده نهايي كه حلقه آخر زنجيره توليد/توزيع مصرف است، كل ماليات را كه در مراحل مختلف زنجيره توسط عناصر زنجيره توليد/توزيع انباشته گرديده پرداخت مي‌نمايد.

جهت تيين موضوع، مثال ساده‌اي بيان مي‌گردد. اين مثال به فرآيند توليد صندلي با فرض نرخ 10% براي ماليات بر ارزش افزوده مي‌پردازد. در يك نگرش ساده به اين فرآيند، مراحل زير را خواهيم ديد:

مرحله اول : استحصال تنه‌درخت از جنگل توسط بهره بردار جنگل و فروش آن به چوب‌بري

مرحله دوم : تبديل تنه‌درخت به الوار توسط چوب بر و فروش آن به نجار

مرحله سوم : تبديل الوار به صندلي توسط نجار و فروش آن به مصرف كننده نهايي

در مرحله اول، تنه‌درخت توسط بهره‌بردار جنگل به قيمت 1000 تومان به چوب‌بر فروخته مي‌شود. به فرض اينكه چوب جنگلي بوده و بدون پرداخت به هزينه‌اي براي مواد اوليه تهيه شده باشد، با توجه به قيمت تنه‌درخت، 10% آن بعنوان ماليات بر ارزش افزوده (100 تومان) به سازمان امور مالياتي پرداخت مي‌شود. قيمت چوب به اضافه ماليات (100+1000) برابر 1100 تومان مي‌شود. يعني نجاري مبلغ 1100 تومان به بهره‌بردار جنگل مي‌پردازد كه 1000تومان آن بابت كالا و 100تومان ديگر ماليات بر ارزش افزوده مي‌باشد. شكل 1-2 بيانگر محاسبات مربوط به اين بخش از فرآيند مي‌باشد.

شكل 1-2 : محاسبات ماليات بر ارزش افزوده در فرآيند استحصال و عرضه تنه‌درخت

 

در مرحله دوم چوب‌بر، تنه‌درختي را كه به قيمت خالص 1000 تومان خريده است با بكارگيري عوامل توليد به الوار تبديل مي‌كند و آن را به قيمت خالص 1500تومان به نجار مي‌فروشد. نجار بهاي كالا به اضافه 10% ماليات بر ارزش افزوده (150+1500) يعني 1650 تومان را به چوب‌بر مي‌پردازد. چون در نظام ماليات بر ارزش افزوده چوب‌بر نبايد پرداخت‌كننده اصلي ماليات باشد، چوب‌بر از محل 150تومان ماليات دريافتي، 100تومان مالياتي را كه قبلاً بابت الوار پرداخت كرده است را كسر مي‌نمايد (100-150) و 50تومان باقيمانده را به دولت پرداخت مي‌نمايد. شكل 2-2 عمليات اين بخش از فرآيند را نشان مي‌دهد.

 

 

شكل 2-2 : محاسبات ماليات بر ارزش افزوده در فرآيند توليد و فروش الوار

در مرحله سوم نجار با الواري كه به قيمت 1500تومان خريداري كرده است صندلي توليد كرده و به قيمت 1900تومان به مصرف‌كننده نهايي مي‌فروشد. ارزش افزوده اين مرحله 400تومان است. قيمت محصول به اضافه 10% ماليات (190+1900) برابر 2090تومان مي‌شود. نجار 190تومان ماليات بر ارزش افزوده از مصرف‌كننده نهايي مي‌گيرد و 150 تومان مالياتي كه قبلاً به چوب‌بر پرداخت كرده‌ بود را از آن كسر مي‌نمايد. پس ماليات خالص اين مرحله (150-190) برابر 40 تومان مي‌شود كه توسط نجاري به دولت پرداخت مي‌گردد. (شكل 3-2 اين بخش از فرآيند را نمايش مي‌دهد) مالياتي كه در مراحل سه گانه فوق توسط عناصر زنجيره توليد به حساب دولت واريز گرديده است جمعاً برابر 190تومان (50+40+100) مي‌گردد، كه كلاً توسط مصرف‌كننده نهايي پرداخت مي‌گردد. يعني هر عنصر در اين زنجيره فقط ماليات بر ارزش افزوده را به طرف مصرف‌كننده به حركت درآورده است و در واقع تنها مصرف‌كننده، پرداخت كننده ماليات بوده است كه ماليات متعلقه به كل فرآيند را به ميزان 10% (190تومان) بهاي محصول نهايي پرداخت نموده است.

 


شكل 3-2: محاسبات ماليات بر ارزش افزوده در فرآيند توليد و فروش صندلي

چنان كه ملاحظه مي‌گردد، در اينجا انتقال ماليات به جلو انجام شده،‌ يعني نهايتاً سنگيني تمام ماليات بر عهده خريدار نهايي قرار گرفته است. همانطور كه مثال فوق نشان مي‌دهد،‌ عاملين اقتصادي از توليدكننده گرفته تا خرده فروش هيچ گونه مالياتي را از حساب خود پرداخت نمي‌كنند و هر مؤدي ماليات بر ارزش افزوده در زنجيره توليد/توزيع فقط ماليات را به عامل بعدي منتقل مي‌كند تا نهايتاً به مصرف‌كننده نهايي برسد. با دقت در مثال فوق متوجه خواهيم شد كه با توجه به اينكه كل ماليات پرداختي مؤدي بابت نهاده‌ها بعنوان اعتبار مالياتي وي به وي مسترد مي‌گردد، سيستم ماليات بر ارزش افزوده مبتني بر عدم انباشت ماليات است. يعني بابت هر كالا كلاً فقط به ميزان بهاي محصول نهايي ماليات پرداخت مي‌گردد، چه اين محصول در يك مرحله توليد و به مصرف‌كننده نهايي عرضه گريدده باشد و چه طي چندين مرحله از مواد اوليه به محصول واسطه‌اي و نهايي تبديل و طي چندين مرحله ديگر مراحل توزيع را پشت‌سر گذاشته به مصرف‌كننده نهايي برسد.


بالا

3) چرا ماليات بر ارزش افزوده را بايد اجرا نمود؟

امروزه با تكيه صرف بر درآمدهاي نفتي كه ذخاير آن محدود و پايان پذير و قيمت بين‌المللي آن نيز متغيير مي‌باشد، نمي‌توان ابزار لازم جهت توسعه اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي دراز مدت در كشور را فراهم نمود. مسئوليت‌هاي گسترده دولت در زمينه‌هاي متفاوت و خصوصاًًًً انتظار جامعه از دولت كه استقرار امنيت، امكانات رفاهي و درماني، آموزش و ... آحاد جامعه مي‌باشد، هزينه‌هاي سرسام آوري را بر دولت تحميل مي‌نمايد كه تأمين آن از محل درآمدهاي فروش نفت به هيچ وجه درست نمي‌باشد. ميزان درآمدهاي مالياتي نيز كه منبع صحيح تأمين اين هزينه‌ها براي دولتها مي‌باشد، در سالهاي گذشته به هيچ وجه تكافوي هزينه‌هاي جاري دولت را نمي‌نمايد. بدين لحاظ دولت از سالهاي پيش در فكر تغيير و اصلاح ساختار نظام مالياتي كشور كه حداقل عوارض را براي فعاليتهاي اقتصادي مولد در كشور داشته و موجب افزايش درآمدهاي مالياتي دولت گردد، بود. ليكن به جهت درگير بودن كشور در جنگ تحميلي و سپس دوران سازندگي پس از آن شرايط لازم جهت اجراي آن فراهم نگرديد.

در سالهاي اخير دولت جمهوري اسلامي ايران ابتدا بر اساس مفاد برنامه سوم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي و مطالعه در مورد نظام‌هاي نوين مالياتي توصيه شده در قانون مزبور و سپس تأكيدات برنامه چهارم توسعه اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي در زمينه توسعه درآمدهاي مالياتي و تأمين هزينه‌هاي جاري دولت از محل ماليات و مصوبه مجمع تشخيص مصلحت نظام مبني بر اجراي ماليات بر ارزش افزوده بعنوان يكي از سياستهاي راهبردي نظام جمهوري اسلامي ايران و با بررسي نظام‌هاي مالياتي در كشورهاي پيشرفته، بر آن شده كه نظام جديد ماليات بر ارزش افزوده را در كشور مستقر سازد. اين نظام جديد كه مبناي آن «خود اظهاري» مالياتي است بر جلب مشاركت و همكاري هر چه بيشتر مؤديان تكيه دارد.

مشاركت مؤديان در اجراي اين نظام مالياتي موجب بالا رفتن روحيه مسئوليت‌پذيري و تمكين از قانون و نهايتاً منجر به ارتقاء بهروري مي‌گردد.


نگرشي به برخي دلايل و مزاياي استقرار نظام ماليات بر ارزش افزوده در كشور


- بخشی از اصلاحات برنامه‌ريزی شده برای ساختار مالياتی کشور (Tax reform)
- عدم اعمال فشار بر توليدكنندگان و ساير فعالان اقتصادي و انتقال بار مالياتي از توليدكنندگان به مصرف‌كنندگان
- ايجاد منبع درآمدی جديد ثابت و قابل اتکا برای دولت
- شفاف‌سازی مبادلات و فعاليت‌های اقتصادی و شناسايی هر چه بيشتر موديان مالياتی
- گسترش پايه مالياتی
- پايين بودن هزينه وصول به دليل مشارکت فعال موديان
- جلوگيری از ماليات مضاعف (ماليات بر ارزش افزوده خصوصيت آبشاري نداشته و در نتيجه موجب تعلق ماليات مضاعف و ماليات بر ماليات  بر يك محصول نهائي در فرآيند توليد نمي‌گردد)
- تشويق صادرات (از طريق تعلق نرخ صفر و استرداد ماليات پرداختي بابت نهاده‌ها)
- حداقل تأخير در وصول درآمدهای مالياتی (دوره‌های وصول کوتاه مثلاً 2 ماهه)
- به دليل مقطوع بودن نرخ محاسبه آن ساده بوده و زمان لازم جهت قطعيت يافتن آن کوتاه مي‌باشد.
- به بهبود بهره‌برداری از فن‌آوری اطلاعات در نظام مالياتي كشور كمك مي‌نمايد.
- توصيه موکد در گزارشات اقتصاد سنجي بين المللي
- تسهيل ورود به پيمانهای منطقه‌ای و بين‌المللی

 

آشنایی با مالیات بر ارزش افزوده

آشنايي با ماليات بر ارزش افزوده

 

فهرست مطالب

مقدمه
فصل اول: ضرورت اجراي ماليات بر ارزش افزوده
فصل دوم: تعريف ماليات بر ارزش افزوده
فصل سوم: تاريخچه ماليات بر ارزش افزوده
فصل چهارم: شيوه اجرايي ماليات بر ارزش افزوده
فصل پنجم: معافيت ها در ماليات بر ارزش افزوده
فصل ششم:آستانه معافیت
فصل هفتم: رابطه ماليات بر ارزش افزوده با قانون تجميع عوارض
فصل هشتم: تاريخ اجراي ماليات بر ارزش افزوده





مقدمه

 

ماليات از منابع مهم درآمد دولتها است. ثبات و تداوم وصول ماليات موجب ثبات در برنامه ريزي دولت براي ارائه خدمات مورد نياز كشور در
.زمينه هاي گوناگون ميشود

تغيير و تحول در اقتصاد كشور و در نتيجه تغيير در نحوه توليد و توزيع ثروت و درآمد، مستلزم بازنگري و تجديد نظر در انواع مالياتها و نحوه وصول آنهاست. اجراي ماليات بر ارزش افزوده در بيش از 120 كشور جهان نشان دهنده مقبوليت و كارايي اين نظام در فراهم كردن يك منبع درآمد قابل اتكا و مطمئن براي دولتهاست. اجراي اين ماليات با نرخ ثابت و يكسان از يكسو پيش بيني ميزان درآمد دولت و در نتيجه امكان برنامه ريزي بهتر را فراهم مينمايد و از سوي ديگر، دوره هاي كوتاه مدت وصول آن، تداوم تأمين تقدينگي خزانه دولت را تضمين ميكند.


فصل اول :

 ضرورت اجراي ماليات بر ارزش افزوده                              

يكي از منابع اصلي درآمد دولتها ماليات است كه تحت عناوين مختلف وصول ميشود. درآمد حاصل از ماليات، بخش قابل ملاحظه اي از بودجه دولتها را تشكيل ميدهد و دركشورهايي كه ماليات از نظام قانوني و مردمي برخوردار است، بيش از 60% بودجه عمومي را تشكيل ميدهد.

دراقتصاد ايران، متناسب با رهنمودهاي كلي سند برنامه سوم توسعه، به منظور كاهش اتكاي بودجه دولت به درآمد نفت مقرر شد تا سهم درآمدهاي مالياتي در تركيب منابع درآمدي دولت با گسترش پايه هاي مالياتي از طريق وضع ماليات بر ارزش افزوده افزايش يابد.

از اينرو، متناسب با مفاد ماده 59 قانون برنامه سوم توسعه، سازمان امور مالياتي كشور زير نظر وزارت امور اقتصادي و دارايي تاسيس شد. از جمله وظايف اين سازمان در راستاي اصلاح و تحول نظام مالياتي و مكانيزه نمودن سيستم مالياتي كشور، اجراي ماليات بر ارزش افزوده ميباشد. دلايل انتخاب ماليات بر ارزش افزوده در بين كشورهاي مختلف متفاوت بوده است، ليكن تجربه كشورهاي استفاده كننده اين ماليات حاكي از موارد عديده ذيل به عنوان مزايا و ضرورت اجراي اين نوع ماليات ميباشد:

1. ماليات بر ارزش افزوده متدولوژي و تفكري است كه چندين دهه از تجربه مثبت آن در ساير كشورها گذشته و مورد تاكيد اكثر صاحبنظران و كارشناسان اقتصادي و مالياتي بانك جهاني و صندوق بين الملي پول ميباشد.

2. اين ماليات در بسياري از كشورها ضمن تامين بيشتر عدالت اجتماعي نسبت به سايرمالياتها، و بدون از بين بردن انگيزه سرمايه گذاري و توليد، به عنوان منبع درآمد جديدي درجهت افزايش درآمدهاي دولت بكار برده شده است.

3. از آنجايي كه سيستم ماليات بر ارزش افزوده يك سيستم خود اجراست و همه موديان نقش مامور مالياتي را ايفا مينمايند، هزينه وصول آن پائين است.

4. با توجه به اين كه در اين ماليات، موديان براي استفاده از اعتبار مالياتي ملزم به ارائه فاكتور خواهند بود، زمينه براي شناسايي خود به خود ميزان معاملات موديان فراهم ميشود. در نتيجه، يك سيستم اطلاعاتي كامل از معاملات و مبادلات تجاري ايجاد ميشود كه علاوه بر شفاف سازي مبادلات و فعاليتهاي اقتصادي موجب سهولت اعمال مالياتهاي ديگر از قبيل ماليات بر درآمد و ماليات بر مشاغل ميگردد.

5. ماليات بر ارزش افزوده يك منبع درآمد باثبات و در عين حال انعطاف پذير است.

6. به دليل مقطوع بودن نرخ اين ماليات، زمان قطعيت آن بسيار كوتاه بوده و مشكلات طولاني بودن قطعيت ماليات بر درآمد و ماليات بر ثروت را ندارد. بنابراين، تاخير در وصول درآمدهاي مالياتي به حداقل ميرسد.

7. از آنجايي كه ماليات بر ارزش افزوده يك ماليات مدرن است، اجراي آن به بهبود فن آوري و بهره وري از طريق اتوماسيون اداري در سيستم مالياتي و حسابداري مالياتي كمك شاياني خواهد كرد.


 

 

 

 

 

 

 

 

فصل دوم :

 تعريف ماليات بر ارزش افزوده

 

ماليات بر ارزش افزوده نه تنها ماليات نسبتا ساده اي است بلكه رايجترين ماليات در دنياي امروز نيز محسوب ميشود. لذا قبل از هر موضوعي بايد ديد تعريف ارزش افزوده و ماليات بر ارزش افزوده چيست.

 از ديدگاه اقتصادي، ارزش افزوده مابه التفاوت ارزش ستانده و ارزش داده است. اما در تدوين قانون, به لحاظ ارائه نگرش مطلوب اجرايي, اين تعريف بر اساس استانداردهاي حسابداري و با تكيه بر روش صورتحساب ارائه ميگردد.

 بر اين اساس، ارزش افزوده را تفاوت بين ارزش كالاها و خدمات عرضه شده با ارزش كالاها و خدمات خريداري شده يك شخص در يك دوره معين تعريف ميكنند.

با توجه به تعريف مذكور، ماليات بر ارزش افزوده نوعي ماليات چند مرحله اي است كه در مراحل مختلف زنجيره توليد  و يا خدمات ارائه شده اخذ ميگردد.

اين ماليات در واقع نوعي ماليات بر فروش چند مرحله اي است كه خريد كالاها و خدمات واسطه اي را از پرداخت ماليات معاف ميكند.

 

 

 

 

 


فصل سوم :

 

تاريخچه ماليات بر ارزش افزوده

 

اين ماليات نخستين بار توسط فون زيمنس در سال 1951 به منظور فائق آمدن بر مسائل مالي كشور آلمان طرح ريزي گرديد ، ليكن به رغم علاقه و تمايل شديد كشورهايي نظير آرژانتين و فرانسه در خصوص آگاهي از چگونگي ساختار آن ، اين ماليات بطور رسمي تا سال 1954 به مرحله اجرا در نيامد. از سال 1954به بعد، برزيل ، فرانسه ، دانمارك و آلمان در زمره نخستين كشورهايي بودند كه اين ماليات را در نظام مالياتي كشور خود معرفي نمودند . كره جنوبي نخستين كشور آسيايي است كه درسال 1977 با كمك صندوق بين المللي پول توانست اين ماليات را در نظام مالياتي خود پياده نمايد و بدنبال آن كشورهاي تركيه ، پاكستان ، بنگلادش و لبنان نيز اقدام به اجراي اين ماليات نمودند . هم اكنون بيش از 120 كشور جهان از سيستم ماليات بر ارزش افزوده بهره مند هستند .

به منظور اجراي اين ماليات در كشور جمهوري اسلامي ايران، لايحه آن براي اولين بار در دي ماه 1366 تقديم مجلس شوراي اسلامي گرديد . لايحه مزبور در كميسيون اقتصادي مجلس مورد بررسي قرار گرفت و پس از اعمال نظرات موافق و مخالف به صحن علني مجلس ارائه گرديد كه پس از تصويب 6 ماده از آن بنا به تقاضاي دولت و به دليل اجراي سياست "تثبيت قيمتها" به دولت مسترد گرديد .

درسال 1370 بخش امور مالي صندوق بين المللي پول، در راستاي اصلاح نظام مالياتي جمهوري اسلامي ايران ، اجراي سياست ماليات بر ارزش افزوده را بعنوان يكي از عوامل اصلي افزايش كارايي و اصلاح نظام مالياتي پيشنهاد نمود . با توجه به نظرات كارشناسان صندوق بين المللي پول ، مطالعات و بررسيهاي متعددي در اين زمينه در وزارت امور اقتصادي و دارايي صورت پذيرفت و اجراي ماليات بر ارزش افزوده در سمينارها و كميته هاي مختلف علمي با حضور كارشناسان داخلي و خارجي مورد تاكيد قرار گرفت ، اما در عمل به مرحله اجرا در نيامد . وزارت امور اقتصادي و دارايي در راستاي طرح ساماندهي اقتصادي كشور ، انجام اصلاحات اساسي در سيستم مالياتي از جمله حذف انواع معافيتها ، حذف انواع عوارض وگسترش پايه مالياتي را با تاكيد خاص بر كارايي نظام مالياتي ، شروع نمود و مطالعات جديد امكان سنجي در اين زمينه به عمل آورد . با توجه به اهميت بسط پايه مالياتي بعنوان يكي از اصول اساسي سياستهاي مالي طرح ساماندهي اقتصاد كشور ، معاونت درآمدهاي مالياتي وزارت امور اقتصادي و دارايي مطالعات علمي متعددي را با در نظر گرفتن خصوصيات فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي كشور در زمينه اجراي ماليات بر ارزش افزوده ، از دي ماه 1376 آغاز كرد . لايحه ماليات بر ارزش افزوده، اكنون با در نظر گرفتن اثرات اقتصادي ناشي از اجراي اين ماليات با اصلاحات و بازنگري هاي متعدد، به مجلس شوراي اسلامي ارائه شده است .

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل چهارم :

 شيوه اجرايي ماليات بر ارزش افزوده

 

در سيستم ماليات بر ارزش افزوده، هر فروشنده در هنگام فروش كالا و خدمات، ماليات متعلقه را بر صورتحساب افزوده و آن را همراه با قيمت كالا و خدمات از مشتري دريافت مي نمايد. اولين فروشنده، ماليات را يكجا به دولت پرداخت كرده و درمراحل بعدي، هر فروشنده تنها مابه التفاوت ماليات (ماليات دريافتي پس از كسر مالياتي كه خود قبلاً پرداخت نموده) را به حساب سازمان امور مالياتي واريز مي كند. اين عمل بر اساس لايحه پيشنهادي طي يك دوره دو ماهه انجام مي گيرد.

به منظور روشن شدن روش اجرايي ماليات بر ارزش افزوده به مثال ذيل توجه فرمائيد:

يك شركت خودروسازي براي توليد محصولات خويش، قطعات مورد نياز را از طريق بازار داخلي (قطعه سازان) و يا از طريق واردات تأمين مي نمايد. اگر فرض شود خريد از داخل به مبلغ ده ميليون ريال و خريد به صورت واردات به مبلغ پنج ميليون ريال بوده و با فرض اين كه نرخ ماليات 10% باشد، اين شركت در مرحله خريد از داخل يك ميليون ريال ( 1،000،000 = 10% *10،000،000 ) و در مرحله واردات به اندازه پانصدهزار ريال (500،000 = 10% * 5،000،000) ماليات بر ارزش افزوده به سازمان مالياتي كشور پرداخت مي نمايد . همچنين، اگر فرض شود اين شركت محصول توليدي خود را به مبلغ چهل ميليون ريال بفروشد، موظف است هنگام صدور فاكتور، ماليات بر ارزش افزوده را جداگانه محاسبه و از خريدار دريافت نمايد (4،000،000 = 10% *40،000،000 ).

بديهي است قيمت پرداختي خريدار چهل و چهار ميليون ريال خواهد بود. اين شركت موظف است مالياتهاي پرداختي در مراحل قبلي (خريد از داخل و واردات) را از مالياتهاي وصولي كسر نموده و مابقي را همراه با اظهارنامه به سازمان مالياتي پرداخت نمايد.

000/500/2 = (000/500 + 000/000/1 ) - 000/000/4
ماليات بر ارزش افزوده، ماليات واردات، ماليات خريد داخلي، ماليات دريافتي،
قابل پرداخت به سازمان مالياتي

بنابراين مجموع ماليات بر ارزش افزوده پرداخت شده به سازمان مالياتي برابر

ريال 000/000/4= ( 000/500/2 + 000/500/1 ) خواهد بود.




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فصل پنجم :

معافيت ها در ماليات بر ارزش افزوده

بطور كلي برخي از كالاها و خدمات به سه دليل زير از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده معاف ميشوند.

1- كاهش خاصيت تنازلي ماليات بر ارزش افزوده

2- كاهش اثر تورمي و حمايت از اقشار كم درآمد

3- كاهش هزينه هاي اجرايي و وصول ماليات

موارد معاف از پرداخت ماليات بر ارزش افزوده در ماده 12 لايحه ماليات بر ارزش افزوده بطور مشخص ذكر گرديده است.



بالا

فصل ششم :

آستانه معافیت ا1ا

با توجه به اينكه ماليات بر ارزش افزوده كليه كالاها و خدمات توليد و يا توزيع شده در اقتصاد را در برمي گيرد، به لحاظ اجرايي از گستردگي خاصي برخوردار مي باشد.

در اين راستا، ارزش افزوده ايجاد شده توسط بنگاههاي كوچك و فعالان بخش خرده فروشي در مقايسه با تعداد زياد آنها بسيار ناچيز بوده و درنتيجه ماليات بر ارزش افزوده قابل وصول ماليات ، قابل توجيه نيست . به اين ترتيب معاف نمودن موسسات اقتصادي با ارزش افزوده پايين در جهت افزايش كارايي سازمان امور مالياتي از اهميت خاصي برخودار مي باشد.

بررسي تجربه ساير كشورها نشان مي دهد كه اغلب آنها در مراحل اوليه اجراي اين نوع ماليات براي كاهش هزينه هاي اجرايي وصول و تمكين موديان از آستانه معافيتي استفاده كرده اند كه تعدادزيادي از بنگاههاي كوچك و فعالان بخش خرده فروشي را معاف نموده است. تعيين آستانه معافيت، اين امكان را به سازمان امور مالياتي مي دهد كه جهت تحقق اهداف درآمدي نظام مالياتي، به ميزان قابل توجهي در هزينه هاي اجرايي و وصول صرفه جويي نمايد. كاهش حجم كار اجرايي حاصله، ميزان توفيق در وصول ماليات بر ارزش افزوده بالقوه را افزايش خواهد داد.

با توجه به مطالب فوق و با توجه به مطالعات و تحقيقات بعمل آمده توسط كارشناسان اقتصادي، سطح آستانه معافيت براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده در ايران مبلغ يك ميليارد ريال درآمد سالانه در نظر گرفته شده است.

 






 

 

 

 

 

 

فصل هفتم :

 

رابطه ماليات بر ارزش افزوده با قانون تجميع عوارض

در راستاي اصلاح و بهبود سيستم مالياتي، قانون تجميع عوارض معرفي و از ابتداي سال 1382 توسط سازمان امور مالياتي كشور به مورد اجرا گذاشته شده است. هدف از اجراي اين قانون، علاوه بر شفاف سازي و يكپارچه نمودن وصول عوارض، كسب تجربه عملي و آموزش مميزين براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده در آينده نيز مي باشد.


فصل هشتم :

 تاريخ اجراي ماليات بر ارزش افزوده

چون اجراي ماليات بر ارزش افزوده ، نياز به فراهم نمودن زمينه اجرايي از لحاظ جا و مكان ، تجهيزات ، آموزش پرسنل مورد نياز ، تهيه فرمها و آموزش موديان دارد؛ در لايحه پيشنهادي ، به دستگاه مجري 24 ماه از تاريخ تصويب قانون فرصت داده مي شود تا خود را جهت اجراي آن مجهز و مهيا كند .

اميد است مجلس ششم با تصويب اين لايحه، برگ زرين ديگري به كارنامه خود در جهت اصلاح ساختار مالي و اقتصادي كشور اضافه نمايد.

 

 

 

 

ماليات بر ارزش افزوده و حساسيت در اجراي بهينه آن

كليات:

از آنجاييكه اين قانون اخيرا به تصويب رسيده و مي‌بايست از ابتداي مهر ماه سالجاري به اجرا درآيد ، با عنايت به توجه و پيگيريهاي مستمر خانه صنعت و معدن ايران نسبت به اين موضوع از زمان ارائه لايحه و طي دوران بررسي و تصويب آن در كميسيون اقتصادي مجلس شوراي اسلامي و لزوم احترام و پايبندي همگاني به قانون و دغدغه‌اي كه نسبت به اجراي ناقص يا بد اين قانون و نتايج فاجعه‌بار آن براي توليدكنندگان داخلي در اين تشكل وجود دارد، به منظور آشنايي دست‌اندركاران توليد و اقتصاد كشور موارد ذيل را شايسته طرح و توجه مي‌دانم . طي اين نوشتار به اهم نكات و استدلالات ارائه شده توسط سازمان امور مالياتي كشور و متن قانون ماليات بر ارزش افزوده اشاره خواهد شد.

البته معتقدم بهتر است به زودي در ايران بدنبال اين باشيم كه سيستم مالياتي موجود را كه سالهاست درست يا غلط آن را ايجاد و اجرا نموده ايم با استفاده از تجارب كشورهاي موفق و با بومي سازي آن و برقراري سيستم جامع مالياتي ، اصلاح و نوسازي و كارآمد نماييم.

اين قانون به سفارش بخش امور مالي صندوق بين المللي پول و با تأكيد بانك جهاني به منظور افزايش درآمد مالياتي و ايجاد تنوع در پايه هاي مالياتي كشور،‌ تهيه شده است. بايد دقت داشته باشيم در حالي كه جهت افزايش درآمدهاي مالياتي در كشورمان كه بدلايل عديده اي منجمله: وجود برخي مفاسد اداري، عدم استفاده فراگير و عمومي از فاكتور و صورتحساب، نهادينه نشدن فرهنگ پرداخت ماليات بعنوان وظيفه اي ملي و شرعي،‌ سختگيري ها و بروكراسي پيچيده اداري و نيز تعدد و پيچيدگي هاي بسيار در قوانين موضوعه؛ فرارهاي بزرگ مالياتي به راحتي و سهولت صورت مي پذيرد و بدليل عدم توان سازمان امور مالياتي كشور در شناسايي و اخذ حقوق بيت المال از كليه اشخاصي كه مي بايست بعنوان مؤدي ماليات بر درآمد خود را بپردازند، بخش بسياري از درآمد هالي مالياتي شناسايي نشده و محقق نمي گردد (بطور مثال مي توان به وجود بيش از سيصد و پنجاه هزار واحد صنفي فاقد پروانه و جواز كسب اشاره نمود.)

در حاليكه با توجه به فناوري هاي روزآمد و سخت افزارهاي نوين مي توان در ابتدا با شناسايي كليه افرادي كه با نوعي داشتن كسب و كار،‌ درآمدي داشته و امرار معاش مي نمايند، آنان را داراي پرونده و شناسه دارايي نمود و در صورت نياز با تعيين حد آستانه شموليت افراد با درآمد پايين را از پرداخت ماليات معاف نمود وليكن كليه افراد جامعه (اشخاص حقيقي و حقوقي) موظف به تهيه تراز مالي سالانه و ارائه به سازمان امور مالياتي كشور باشند. اين مهم با شفاف سازي اقتصادي كشور، نقل و انتقالات غير قانوني مالي و قاچاق و پولهاي كثيف را دشوار نموده و بسياري از تخلفات و اعمال غير قانوني را ريشه كن
خواهد نمود.

به نظر نگارنده داشتن شناسه مالياتي براي كليه هموطنان ، اهميتي كمتر از داشتن كارت پايان خدمت سربازي براي آقايان كه نداشتن آن محروميت از بسياري از حقوق اجتماعي را بدنبال خواهد داشت، ندارد.

آيا بنظر شما،‌ ايجاد شفافيت مالي در فضاي اقتصاد كشور و پرداخت ماليات بر درآمد توسط كليه فعالين اقتصادي،‌ نتايجي مانند افزايش درآمد مالياتي و از همه مهمتر سلامت و عدالت اقتصادي را در جامعه بدنبال نخواهد داشت؟

آيا وزارت محترم امور اقتصادي و دارايي به اين موضوع فكر كرده است كه كليه مؤديان كشور مي بايست از امكان استفاده و بكارگيري كارشناسان حسابداري و دوره ديده كه بتوانند ماليات بر ارزش افزوده متعلقه به مؤدي را با حداقل خطاي ممكنه محاسبه نمايند، برخوردار گردند؟ آيا تا كنون برنامه­ريزي لازم در دانشگاهها و مراكز آموزش عالي براي تربيت نيروي متخصص لازم انجام گرفته است و يا اينكه وزارت علوم، تحقيقات و فناوري طبق معمول هنوز اطلاعي از موضوع ندارد و آيا قرار است كه باز هم بدون كندن چاه، مناري دزديده شود؟ معتقدم بايد با تمهيداتي كه به كار خواهيم برد با دقت و سرعت نسبت به برگزاري دوره‌هاي آموزشي آشنايي با ماليات بر ارزش افزوده در سطوح مختلف از قبيل مديران ارشد و مياني و مديران مالي و حسابداران و حسابرسان كليه بخشهاي اقتصادي كشور اقدام نماييم كه متولي اصلي موضوع وزارت امور اقتصادي و مالياتي با همكاري تشكلهاي مربوطه مي‌باشند.

مشمولين قانون ماليات بر ارزش افزوده:

بنا به اذعان سازمان امور مالياتي كشور براي شناسايي اولين مجموعه از مؤديان اين ماليات، يكسال قبل از اجرايي شدن قانون اقداماتي از قبيل جمع آوري اسامي و فهرست مؤديان از: ادارات كل مالياتهاي استانها و تهران ، شركت ماشينهاي محاسب الكترونيك وزارت امور اقتصاد و دارايي ،مركز توسعه صادرات ،ثبت شركتها ،شهرداريها و اصناف ،مركز آمار ايران ،سازمان حمايت از مصرف كنندگان و توليدكنندگان ،سازمان مديريت و برنامه ريزي كشور (شركتهاي دولتي) ، گمرك و ساير منابع اطلاعاتي قابل دسترس صورت پذيرفته است. از سوي ديگر نيز بنا بر پيش بيني انجام يافته اين طرح از واحدهاي اقتصادي آغاز خواهد شد كه فروش ساليانه اي بيش از يك ميليارد ريال داشته باشند (يعني فروش ماهانه تقريبي 84 ميليون ريال) كه براي واحدهاي صنفي با احتساب سود تقريبي20% و 25% ماليات بر درآمد متعلقه ، يعني شامل واحدهايي است كه درحال حاضر ساليانه 50 ميليون ريال ماليات بر درآمد مي پردازند.

بديهي است كه نمايندگان تشكلهاي صنعتي و معدني احساس نگراني كنند زيرا با استناد به اعلام و عملكرد سازمان امور مالياتي كشور، اين ماليات جديد بسياري از واحدهاي صنفي توليدي،‌ توزيعي و خدماتي را شامل نخواهد شد و از ابتداي شروع طرح، مؤديان شرافتمند شناخته شده و داراي سابقه را در بر مي گيرد نه آنانكه هيچ نشانه اي از وجودشان در جايي به ثبت نرسيده و هيچ گاه حتي ريالي به صندوق دولت نپرداخته اند. چرا كه در اين صورت كالاهايي كه توسط سازندگان غير قانوني و زيرپله اي توليد شده و يا كالاهايي كه توسط رقباي خارجي صنايع داخلي توليد و به صورت قاچاق وارد و يا با اظهار خلاف واقع ـ با مبالغ زير قيمت واقعي ـ از گمركات وارد شده باشند، با نپرداختن ماليات بر درآمد و حقوق گمركي و ماليات بر ارزش افزوده،‌ با بهاي كمتري نسبت به كالاي توليدكنندگان ايراني‌اي كه ماليات بر ارزش افزوده خواهند پرداخت به فروش رسيده و در نتيجه كالاهاي ايراني قدرت رقابت خود را از دست خواهند داد.

مؤديان قانونمند مالياتي حداقل انتظارشان اين است كه با جديت و اهتمام سازمان امورمالياتي ، هم ماليات بر درآمد و هم ماليات بر ارزش افزوده به نحو عادلانه و همه شمول محاسبه و اخذ گردد.

با نگاهي به چرخه توزيع كالا در بازار ايران، اين واقعيت بديهي را در مي يابيم كه بخش عمده اي از كالاهاي قانوني و غير قانوني كشور به طور عمده از طريق چرخه توزيع غير رسمي كالا، توزيع و بدست مصرف كننده نهايي مي رسد.

مشكل ديگري كه به دليل وجود همين روش توزيع در كشور و نيز رقابت تنگاتنگ در برخي رشته هاي توليدي بر اثر اجراي قانون ماليات بر ارزش افزوده حادث خواهد گرديد و بايد براي رفع آن چاره‌اي انديشيد از اين قرار است كه برخي مشتريان (دولتي ـ غيردولتي ـ عام‌المنفعه) افزايش مبالغي تحت هر عنوان به فاكتور خود را نپذيرفته و عملاً توليد كننده ناچار خواهد بود كه ماليات بر ارزش افزوده متعلقه را از سود خود كسر و به حساب دولت واريز نمايد كه با توجه به سود حدود 10 درصدي از فروش كه مي بايست 25 درصد آن بعنوان ماليات بر درآمد پرداخت گردد، اين 7 درصد چيزي در حدود 70 درصد سود كارخانجات را به خود اختصاص خواهد داد. به عنوان شاهد اين مدعا مي‌توان از قانون تجميع عوارض كه توليدكنندگان خود به جاي مشتريان آن را پرداخت مينمايند مي‌توان نام برد.

تنها روشي كه براي جلوگيري زيان توليدكنندگان به نظر مي‌رسد اين است كه بايد به صورت جدي كاري كرد كه گستره چرخه محاسبه و اخذ ماليات بر ارزش افزوده از كليه مصرف كنندگان نهايي كالا تا پاي صندوقهاي فروشگاهها يا محل هايي كه كالاها به دست مصرف كننده نهايي مي رسد ادامه يابد. در اين صورت به تدريج و در ظرف چند امكان پايش و مميزي كليه زنجيره هاي توزيع و توليد كالا از ابتدا تا انتها فراهم آمده و در اين حالت كليه كالاها اعم از قانوني و غير قانوني ،داخلي يا خارجي ، به طور برابر ماليات بر مصرف از نوع ماليات بر ارزش افزوده خواهند پرداخت. مالياتي كه كليه كالاها بجز كالاهاي سبد مصارف اساسي خانوار را در بر مي گيرد. مالياتي كه همه بايد بپردازند. مالياتي كه هم بابت كالاي قاچاق و هم بابت كالاي وارداتي در لحظه فروش به مشتري بايد پرداخته شود. مالياتي كه از فرار مالياتي گروههاي غير قابل دسترس سازمان امور مالياتي جلوگيري خواهد كرد.

برابر اذعان و اقرار مسئولين سازمان امور مالياتي كشور، وزارت امور اقتصاد و دارايي، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و بسياري از صاحبنظران و اساتيد اقتصاد كشور، اين ماليات اثر تورمي خواهد داشت. هر چند در رقم تورم احتمالي از 3 الي 10 درصد اختلاف نظر وجود دارد اما بروز آثار تورم قطعي واجتناب ناپذير خواهد بود. بنا به ادعاي برخي مديران و كارشناسان وزارت امور اقتصادي و دارايي و نمايندگان مجلس چون اين تورم يكبار براي هميشه خواهد بود، قابل چشم پوشي است!

ماليات بر ارزش افزوده و تأثير آن بر تورم

در سال هاي 1378 و 1379 مطالعاتي در وزارت امور اقتصادي و دارايي براساس آمارهاي سال هاي 1375 و 1377 انجام پذيرفته است كه براساس آن مطالعات پيش بيني شده است اثر تورمي ناشي از اجراي ماليات بر ارزش افزوده در سال اول در حدود 5/4 الي 5 درصد خواهد بود.(1)

همچنين براساس نظري ديگر، اگر ماليات بر ارزش افزوده بدون كاهش نرخ هاي ديگر ماليات، به اجرا درآيد، آثار تورمي خواهد داشت. (2)

همان طور كه گفتيم يكي از خصوصيات عمده ماليات بر ارزش افزوده براساس اكثر مطالعات نظري و تجربي در اين خصوص اين است كه در مراحل اوليه اجراي آن باعث افزايش سطح عمومي قيمت ها (تورم) مي شود زيرا در بسياري از موارد،بانك مركزي به منظور جبران اثرات انقباضي ناشي از وضع ماليات، اقدام به اتخاذ سياست پولي انبساطي مي نمايد كه منجر به افزايش سطح عمومي قيمت ها مي شود . (3)

با اين كه براساس تحقيق آلن تيت

بانك مركزي به منظور جبران اثرات انقباضي ناشي از وضع ماليات، اقدام به اتخاذ سياست پولي انبساطي مي نمايد كه منجر به افزايش سطح عمومي قيمت ها مي شود...

 
(Tait) از بين 35 كشوري كه ماليات بر ارزش افزوده را به اجرا درآورده اند تنها شش كشور مواجه با افزايش تورم شده اند ولي اكثر اين كشورها، كشورهاي پيشرفته با سطح اوليه بسيار پايين تورم بوده اند كه امكان اجراي موفقيت آميز اين ماليات را ميسر ساخته است. در حالي كه اكثر آن شش كشوري كه مواجه با افزايش تورم بعد از اجراي ماليات بر ارزش افزوده شده اند، كشورهاي در حال توسعه مثل اندونزي كه در سال 1985 ماليات بر ارزش افزوده را به اجرا درآورد و تورم قبل از اجرا براي اين كشور 4/4 درصد و بعد از اجراي اين ماليات در سال هاي 1986 و 1987 به ترتيب به 1/9 و 3/9 درصد بالغ شد. (4)

براي اجراي ماليات بر ارزش افزوده با تمام محاسني كه اين ماليات از نقطه نظر وسيع بودن پايه ماليات دارد، بهتر است براي كشوري كه مي خواهد اين ماليات را براي اولين بار به اجرا درآورد، در شرايطي اقدام به اين كار كند كه سطح تورم در كشور پايين و كنترل شده باشد زيرا انجام هرگونه اصلاحات اقتصادي جدي، در شرايط تورمي پايين، امكان موفقيت بيشتري خواهد داشت. همچنين همراه با اجراي ماليات بر ارزش افزوده بايد ديگر نرخ هاي مالياتي اصلاح شوند و مديريت حجم پول معمول شود.

پي نوشت ها:

1- علي اكبر عرب مازار، معاون وقت درآمدهاي مالياتي- وزارت امور اقتصادي و دارايي، سخنراني در همايش نقش و جايگاه ماليات بر ارزش افزوده در اقتصاد ايران، ارديبهشت ماه 1380، مندرج در فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي، سال اول، شماره اول، تابستان 1380، صفحه 23.

2- جمشيد پژويان، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي، سال اول، شماره اول، تابستان 1380، صفحه 30.

3- رويا طباطبايي يزدي، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي، تابستان 1380، صفحه 41.

4- داود دانش جعفري، فصلنامه پژوهشنامه اقتصادي، تابستان 1380، صفحه 49.